تبلیغات
http://ups.night-skin.com/

انقلاب اسلامی وپیروزی آن در روز 22 بهمن 1357

انقلاب اسلامی وپیروزی آن در روز 22 بهمن 1357
انقلاب اسلامی ایران انفجار نور بود
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
در چه حدی از محتوای ومطالب این وبلاگ راضی هستید ؟






با سلام خدمت داوران وبازدیدکنندکان گرامی :

منابع این وبلاگ از سایت های زیر تامین وفراهم گردیده است :

1-سایت دهه فجر

2-سایت تبیان

3-سایت مقام معظم رهبری

4 سایت ویکی پدیا

5-سایت روح الله موسوی خمینی

6-سایت خبرگزاری فارس

7-سایت روزنامه همشهری

8-سایت نصر 19

9-سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

10 سایت دینی دانلود

11-مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران

12-سایت تاریخ

 

دو لوگوی وبلاگ هم طراحی شده است که در آخر صفحه همین وبلاگ و آخر مطالب این صفحه موجود میباشد.

وتمامی مطالب این وبلاگ موضوع بندی شده است

باتشکر از بازدید شما از این وبلاگ

مدیر وبلاگ :حسین رضایی

برای تعجیل در فرج آقا حجت بن الحسن العسگری وسلامتی رهبر معظم انقلاب وپایداری نظام جمهوری اسلامی ایرانو شادی روح شهدای هشت سال دفاع مقدس صلوات بفرستید.

 




[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 11:30 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]

 

 
وحید اسدی
   
انقلاب اسلامی ایران به رغم همانندی در پاره ای از مواضع با دیگر پدیده های سیاسی جهان معاصر، شناختی در خور اهداف و فلسفه وجودی خویش را می طلبد به سختی دیگر آگاهی از نقش انقلاب در سرنگونی رژیمی خودکامه وجایگزینی نظامی عادلانه که مفهومی جز یک دگرگونی اجتماعی به همراه ندارد ما را از شناخت انقلاب اسلامی بی نیاز نمی سازد . چنان که در نگاه تظبیقی به دست می آید انقلاب اسلامی ایران به لحظا بستر سازی یک حاکمیت ملی و خودجوش و متمایل به ازادی و استقلال همانند هر انقلاب سیاسی – اجتماعی است. همانگونه که یک پژوهشگر با بهره مندی از ابزارهای ذهنی و عینی انقلاب های معاصر را بررسی می کند به تجزیه و تحلیل انقلاب اسلامی می پردازد.  
   
از این منظر عام که به انقلاب ایران می نگریم بی گمان دستاوردهایی مشابه انقلاب های دیگر دارد همچنان که بیش وکم همان هزینه هایی را داشت که هر انقلاب دیگر داشته که هر انقلاب ناگریز از قبول آن است. اما به دلیل ارتباطی که انقلاب اسلامی با مکتب الهی و توحیدی اسلام دارد و خواه نا خواه آن را پدیده ای در امتداد نهضت های ستم ستیزانه پیامبر ابراهیمی جای می دهد می باید نگاهی خاص را به کار گرفت.در جمع بندی دو منظر یا دو تحلیل است که میتوان به ژرفای انقلاب اسلامی و چند وچون و شکل گیری دستاوردهای آن پی برد و آن را در مقایسه با دیگر پدیده های سیاسی اجتماعی عصرحاضر پدیده ای متمایز تلقی نمود.  
   
امام خمینی در نگاه عارفانه خویشخداوند را بستر ساز امقلاب ایران خوانده و خود را بیش از یک شهروند ایرانی نمی نگرد که هم صدا با ملت ستم دیده فریاد ازادی خواهی سر داده است بدین سان اراده الهی و تاثیر گذاری امدادهای غیبی بر روند پیروزی انقلاب اسلامی را می یابد.وجه تمایز آن از دیگر پدیده های سیاسی تاریخ دانست.« من نمی توانم تصور کنم که بشر بتواند یک ملت سی و چند میلیونی را در مدت کوتاهی این طور همزبان بکند هم قلب بکند .... این جز اراده الهی نمی شود باشدو منهم از اول این معنا را چون احساس کرده بودم به این نهضت نهضتی که ملت به خواست خدا وحدت پیدا کرده است.  
   
رهبر فقید انقلاب اسلامی در جای دیگر هنگام شنیدن شعر ستایش آمیزی درباره خود فروتنانه بر جایگاه ملت در چیرگی برستم شاهی تاکید نمود و تحول روحی آنان را عامل اصلی پیروزی نهضت شمرد.  
   
«باید عرض بکنم که من کوچکتر از اینم که این طور مطالب گفته بشود این زاغه نشین ها بودند که در خیابانها فریاد کردند و خود دادند وجوان دادند... آن چیزی که برای من خیلی امیدوارکننده است این روح و تعاون و روح انسانیت وروح اسلامیت است که در ملت ایران شکوفا شد.  
   
دریک نظام سیاسی جمهوری خواهانه نمیتوان بدون رفراندوم ازاد از مدم و ارمان های آنان سخن گفت: از این دیدگاه بود که امام خمینی در سخنرانی بهشت زهرا مقبولیت نظام پهلوی و هر نظام بیگانه با مردم سالاری را به چالش کشانید. رهبری در دعوت برای رفراندوم جمهوری اسلامی ضرورت و امکان آزادی ملت ایران در تعیین سرنوشت و حاکمیت سیاسی خود را یادآورد شد. بدین گونه شکی در تکریم تحقق شعارهای بنیادی انقلاب و ملت – ازادی و استقلال بر حای نمی ماند.  
   
«من توصیه می کنم به همه ملت ایران که در این رفراندوم که سرنوشت کشور ما و ملت ما و مذهب ما را تعیین می کند شرکت کنید»  
   
تاریخ ملت های استقلال یافته از این حکایت دارد که پیوند تنگاتنگی بین استقلال و آزادی وجود دارد.ملتی که به حقوق و آزادی های خود دست یافته بی تردید می تواند استقلال همه جانبه کشور و نظام سیاسی خود را پاس دارد. زیرا رویکرد به مشارکت در عرصه های علمی و عملی و دفاع از دستاوردهای ملی سبب می شود تا هیچ قدرت مهاجمی به نفوذ و باج گیری طمع نبندد و نیزگستاخی رویارویی نداشته باشد. کارنامه سفارت خانه ها وهمچنین تهاجم های نظامی به دست میدهدکه بیگانگان به سراغ دولت ها و رژیم هایی می رفتند وهجوم می بردند که پشتوانه مردمی شان را از کف داده بودند.  
   
امام خمینی از استقلال به عنوان عاملی یاد می کند که به حیات وتاریخ یک ملت ارزش می بخشد و او را سربلند میکند.  
   
هم گرایی ملت ایران چه در ایام مبارزه با استبداد و چه در دوران تثبین نظام جمهوری اسلامی – یک ضرورت انکارناپذیر بوده و نباید با سخت گیری ها وتنگ نظری ها آن را کمرنگ یا محوکرد. شکی نیست که حفظ تمامی دستاوردهای انقلاب اسلامی مشروط به تداوم وحدت اقشار جامعه  می باشد.  
   
امام خمینی از دستاورد وحدت به بهترین ثمرات نهضت تعبیر نموده است و همه به ویژه اهل قلم و فکر را دعوت میکند که از راه ازادی ملت واستمرار وحدت کوشش کنند.  
   
مسئولیت نویسندگان که متمایز از تکلیف دیگر کسان است در واقع به این دلیل می باشد که اختلاف های جامعه از مقاله ها آغاز می شود و از آن پس ذهن هارا می نوردد و صف های پیوسته و هم صدا را می پراکند.  
   
« ما در این نهضت اخیر، آنچه را که می توانیم بگوییم بهترین ثمرات این نهضت است. این وحدتی  که حاصل شد بین قشرهای مختلف ...در سرتاسر ایران تمام طبقات با هم همفکر و هم عقیده و یک صدا جمهوری اسلامی را می خواهند. رمزموفقیت همین وحدت اقشار ووحدت کلمه بود.  
   
شما نویسندگان الان تکلیف بسیار بزرگی برعهده تان هست پیش تر قلم شما را شکستند. لکن استفاده از قلم دراه آزادی ملت، در راه تعالیم اسلامی بکنید.  




طبقه بندی: دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران،
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 05:50 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]

 

برای ثبت نام به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://www.meybodjavan.ir/news/main/fa/2018




[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 11:59 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 10:41 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]

 

تولید علم و فرهنگ سازی و تمدن سازی رابطه تنگاتنگی با یکدیگر داشته به گونه ای که در هیچ تمدنی در طول تاریخ این سه جلوه علم، فرهنگ و تمدن را نمی توان از یکدیگر تفکیک نمود. از طرفی تمدن ها دفعی و خلق الساعه پدیدار نمی شوند و در طول زمان و در بستر طبیعی پیدایش خود، بوجود می آیند. مطلب حاضر در مقام تبیین ماهیت تمدن غرب از منظر دینی و غیردینی است که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
 
زمینه پیدایش فرهنگ ها و تمدن ها
همه مسیرهای بزرگ تاریخ از جمله تمدن سازی و تولید علم با گام های کوچک اما پی گیر و مهندسی شده طی شدند، بنابراین به ذهن بعضی از دوستان نیاید که حرف زدن چه فایده ای دارد. چقدر حرف می زنیم، شعار می دهیم، نه! همه تحولات بزرگ تاریخ ابتدا یک جرقه فکری بودند در ذهن افراد معدودی؛ یعنی ابتدا کسانی پیدا شدند که به آن مسائل فکر کنند، بعد کسانی پیدا شدند که راجع به آنها گفت وگو بکنند و حرف بزنند، در مراحل بعد کسانی پیدا شدند که طرح های عملی برای پیشبرد آن، ایده بدهند و کسانی پیدا شدند که آن را مدیریت و مهندسی کرده و به پیش ببرند.
تمدن ها و فرهنگ های بزرگ تاریخ و بناهای عظیم بشری این گونه ساخته شده اند، هیچ کدام خلق الساعه و با صرف آرزو به وجود نیامدند، بنابراین هرچه بیشتر در مورد این مسئله گفت وگو بشود و حرف بزنیم و سؤال و جواب کنیم، ارزشش را دارد به شرط اینکه جلسه ها و بحث ها هدایت شده و مهندسی شده باشد و مبدأ و مقصد آن نسبتاً معلوم باشد و در طول هم پیش برود.
تمدن ها در طول تاریخ، هیچ کدام در عرض یکی دو دهه یا نیم قرن یا حتی یک قرن به وجود نیامدند. علاوه بر ذخیره های تاریخی که داشتند. شاید دو سه قرن طول کشیده تا اینها شکل گرفتند. شاید سریع ترین تولد یک تمدن را بتوان تمدن صدر اسلام دانست. به گفته بعضی از مستشرقان سرعت تکوین و گسترش آن، تقریباً با فتوحات نظامی مسلمانان هماهنگ بود. یعنی بسیار سریع، ظرف پنجاه سال پایه های نظامی و سیاسی آن بنا نهاده شد و ظرف دو سه قرن یک تمدن عظیم به وجود آمد که قطب و مرکز اصلی علم قدرت و ثروت در دنیا شد و قطب های امپراتوری روم و ایران را منهدم کرد. البته به آن تمدن هم انتقاداتی وارد است. در هر صورت باید به این نکته توجه کرد که واحد زمان در تمدن سازی و تولید علم کمتر از یک دهه نیست.
نه به این معنی که پس تا ده سال دیگر بی کار بنشینیم، نه، اگر همین ده سال منظم کار بکنید، بعد از هر دهه ای ممکن است که بعضی از این گل ها شکوفه بدهند.
سؤال های بنیادین
من فقط چند سؤال مطرح می کنم و خواهش می کنم که اگر دوستان آن را مفید می دانند راجع به این چهار سؤال بیندیشند.
1- اولین سؤال این است که تمدن حاکم بر دنیای فعلی، دینی است یا غیر دینی؟ یعنی راجع به تمدن حاکمی که الان از آن تعبیر به تمدن غرب می کنند، بحث و گفت وگو شود. پیشنهاد می کنم در بعضی از کمیسیون ها یا کارگاه های آموزشی، این موضوع و مسئله بحث شود من اگر اجمالا بخواهم به این سؤال پاسخ بدهم، این است که این تمدن، بنیان های مسیحی و دینی دارد، حتی سوابق اسلامی هم دارد. خالصاً غیردینی نیست و من معتقدم هیچ امر انسانی تاریخی اجتماعی نداریم که خالصاً و صددرصد غیردینی باشد. بنابراین نمی توان گفت که این تمدن صددرصد غیردینی است. اما در عین حال نمی توان گفت که این تمدن آن طوری که مدنظر ماست، دینی است. لااقل به طور تئوریک صریحاً می گویند که شاخصه های اصلی این تمدن، دنیا محوری و سکولاریسم است.
به چه معنا غیردینی است؟ به این معنا که در حوزه نظر، دین را منبع معرفت و معرفت بخش نمی دانند و در حوزه عمل و مدیریت اجتماعی هم، دین را منبع مشروعیت و حتی حاکمیت نمی دانند. ما فکر می کنیم آن جامعه و تمدنی، دینی است که دین را در حوزه نظر، منبع معرفت و در حوزه مدیریت اجتماعی، منبع مشروعیت و حق حاکمیت بداند. اگرچه معتقدم که تمدن فعلی غرب، صددرصد غیردینی و ضددینی نیست اما در عین حال، به این معنا که گفتیم دینی نیست. چون در این تمدن، دین فعلا شبیه یک سلیقه شخصی است مثل رنگ لباس و انتخاب شغل و امثال آن است. یعنی مخصوص به حریم فرد و در عرض سایر سرگرمی ها و علایق فردی است.
در حوزه نظر می گویند که علم ذاتاً سکولار است .
در غرب و در اروپا، وقتی می گفتند علمی، منظورشان سکولار بوده است. علمی دیدن جامعه و اقتصاد و همه چیز به مفهوم غیرمسیحی دیدن و سکولار دیدن آن بود. لذا در غرب، علوم انسانی و علوم اجتماعی نمی توانست پسوند دینی داشته باشد. این اتفاقی است که در غرب روی داده است.
علوم اجتماعی و انسانی سکولار، یعنی علوم اجتماعی و انسانی که بر مبنای انسان شناسی غیردینی بنا شده اند. منظورشان از علمی هم به خصوص تجربه محوری بود که بنیاد نظری تجربه محوری در اواخر قرن بیست و الان در خود غرب هم زیر سؤال است. یک دوره ای در قرن هفده و هجده میلادی، صحبت از تأویل گزاره های مسیحی شد. یک دوره ای، صحبت از تکذیب و رد کامل گزاره های دینی شد، در دو دوره ای دیگر صحبت از این شد که گزاره های دینی، بی معنی هستند و اصلا پوچ بودن مقدم بر غلط بودن است، اینها اصلا معنی ندارند که تا ما بگوییم درست هستند یا غلط و در دوره های اخیر، که الان بیشتر مطرح است، این است که گزاره های دینی اگرچه درست است که حجت و معرفت بخش نیستند ولی اعتقاد به گزاره های دینی می توانند یک مفهوم اجتماعی یا کارکرد اجتماعی داشته باشند. می توانند الهام بخش علم باشند، فواید فردی و اجتماعی داشته باشند، بدون اینکه خود گزاره های دینی، این حقانیت را داشته باشند. اینها سه چهار مرحله ای بوده است که راجع به دین و گزاره های دینی و نسبتش با علم و معرفت در غرب طی شده است و الان حداکثر امتیازی که به این می دهند، این است که این ممکن است الهام بخش گزاره های علمی باشد نه بیشتر. مثل نظریه جزء لایتجزی که یک گزاره فلسفی و حکمی و به نظر آقایان غیرعلمی بود. همان نظریه اتمیزم که در قرن 18 و 19 الهام بخش شد و با الهام از آن در فیزیک و شیمی، نظریات تجربی علمی درآمد مثل نظریه جنبش گازها و از این قبیل، ولی نهایتاً در حوزه معرفت، علم را ذاتاً سکولار دانستن و علمی بودن به مفهوم غیردینی بودن ترجمه شد، اما در فرهنگ اسلام چنین تضادی وجود ندارد. در حوزه جامعه سازی و عمل و تمدن سازی هم به این جنبه رسیدند که مدیریت و حکومت ذاتاً سکولار است و اصلا امکان دینی شدن و دینی بودن ندارد. یعنی حکومت از نظر آنها، دینی و غیردینی ندارد. بنابراین معنای جامعه دینی و حکومت دینی زیر سؤال رفت.
نه غربی به مفهوم تاریخی و نژادی و نه غربی به مفهوم فرهنگی. بسیاری از آنچه که از غرب آمده است، غربی به این معنا که در غرب تولید شده باشد و محصول غرب باشد، نیست.
علوم اجتماعی و انسانی سکولار، یعنی علوم اجتماعی و انسانی که بر مبنای انسان شناسی غیردینی بنا شده اند. در دوره ای گفتند که اینها، علم محض است و علوم اجتماعی به شریعت جدید تبدیل شدند و جایگزین شریعت، احکام، اخلاق و حقوق شدند و همه چیز به این صورت تفسیر و غیردینی شد. ولی در فرهنگ اسلامی ما، این دو مشکل را نداریم. در فرهنگ اسلامی نه علم، ذاتاً سکولار است و نه حکومت و مدیریت. در حوزه نظر و عمل. ما به عقل و تجربه احترام می گذاریم و وقتی که می گوییم علمی را اسلامی و دینی بکنیم یا زمانی که صحبت از اسلامی کردن مدیریت، دولت و حکومت می شود، منظورمان این است که اسلامی کردن به معنای تعطیل عقل یا تعطیل تجربه بشری نیست. اسلامی سازی به معنای غیرعلمی، غیرعقلانی شدن و غیرتجربی شدن نیست. برخلاف غرب، که دینی بودن در نقطه مقابل علمی بودن یا عقلی بودن یا تجربی بودن بود، اینها فایده گرا بودند. در فرهنگ اسلامی، دینی بودن شامل عقلی بودن، علمی بودن، تجربی بودن و فایده مند بودن است. منتها عقل و تجربه بشری هم در مسیر اهداف و ارزش های اسلامی قرار می گیرد.
2- سؤال دیگر این است که آیا هرچه که از غرب آمده است، غربی است؟ جواب من، منفی است. نه غربی به مفهوم تاریخی و نژادی و نه غربی به مفهوم فرهنگی. بسیاری از آنچه که از غرب آمده است، غربی به این معنا که در غرب تولید شده باشد و محصول غرب باشد، نیست. بسیاری از اینها ریشه اسلامی و شرقی دارد. شما تاریخ تمدن اسلام و غرب و مراودات اینها را در چند قرن گذشته تا قبل از دو سه قرن اخیر، خصوصاً تا قرن 16 میلادی ملاحظه بفرمایید تا حرف بنده را تصدیق نمایید. به مفهوم فرهنگی هم من معتقد نیستم هرچه که از غرب آمده است، غیردینی و سکولار است. ما باید با ملاک های دینی که شامل عقل و نقل است تفکیک بکنیم آنچه که از غرب یا شرق می آید به چه معنا، دینی و به چه معنا غیردینی است. شاید بسیاری از آنچه که از غرب یا شرق آمده با دین منافات نداشته باشد، یعنی نمی توان به آن غربی به معنای سکولار گفت.
1. سؤال بعدی این است که تمدن غربی به چه معنا دینی است یا به طور خاص، اسلامی است؟ دینی و اسلامی بودن تمدن یا علوم، در درجه اول به مبادی معرفتی آنها مربوط است، دوم به غایات علمی یا هدفی که از آنها تعقیب می شود، مربوط می شود. سوم به ارزش های حاکم بر آن تمدن چه ارزش های اخلاقی و چه ارزش های رفتاری و حقوقی. در این محورهاست که تفاوت تمدن ها مشخص می شود.



طبقه بندی: انقلاب اسلامی ،موفقیت ها و دستاورد ها،
برچسب ها: انقلاب اسلامی، موفقیت ها و دستاورد ها،
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 10:38 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]
جام جم آنلاین: حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار صدها تن از نخبگان، فرهیختگان و منتخبان استان فارس، «استعدادهای بسیار ارزنده، همت و انگیزه ملت و نخبگان، گرایش دینی و خدایی و میراث تاریخی» را مجموعه ثروت ملی ایرانیان خواندند و تأکید کردند: با توجه به این عوامل چشم انداز حرکت ملت ایران بسیار روشن است و به فضل پروردگار، این ملت بزرگ، در همین برهه از تاریخ، تمدن اسلامی را برای امت اسلام، احیا خواهد کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، ایشان شعار نوآوری را، شعاری حقیقی و نیاز لحظه به لحظه کشور دانستند و خاطرنشان کردند: نوآوری به معنای زمینه سازی برای بروز استعدادها، شکوفا شدن فکرها و استفاده کردن از گذشته برای پیشرفت سریع و بنا کردن آینده ای روشن است و این، مسئولیت بزرگ امروز ملت و نخبگان و مسئولان است.

حضرت آیت الله خامنه ای تبدیل «حاکمیت فردی» به «نظام اراده ملی» را تفاوت جوهری نظام جمهوری اسلامی با گذشته خواندند و افزودند به یاری پروردگار، این اراده ملی با جهت گیری دینی و با هدایت اسلام در حال پیشروی و تحقق اهداف ملت است و باید این فصل جدید تاریخ ایران را قدر شناخت.

ایشان استعداد ملت ایران را گنجینه ای پایان ناپذیر برشمردند و افزودند: این ملت همیشه پیشرو و زاینده بوده است و امروز هم می تواند درد بزرگِ عقب ماندگی 200 ساله ناشی از حکومتهای وابسته را با همت و تلاش بیشتر، و نوآوری در همه عرصه­ها و زمینه ها، جبران کند و به جایگاه شایسته خود دست یابد.

رهبر انقلاب اسلامی، جوانان را به حرکت شتابان در راه رشد و پیشرفت فراخواندند و خاطرنشان کردند: دانشگاهها، حوزه های علمیه، مراکز تحقیقاتی و مسئولان بخشهای مختلف هر کدام برای شتاب گرفتن روند پیشرفت کشور و شکوفایی استعدادها مسئولیتهای سنگینی بر دوش دارند.

حضرت آیت الله خامنه ای نخبگان ملت را به امیدواری و امیدآفرینی هرچه بیشتر در افکار عمومی به ویژه اذهان نسل جوان توصیه کردند و افزودند: نخبگان و فرهیختگان با «سم مهلک سیاه نمایی و ناامیدسازی» که تبلیغات دشمنان در جامعه می پراکند، مبارزه کنند و راه روشن آینده را برای ملت تبیین نمایند.

ایشان با اشاره به نشانه ها و مژده های فراوان پیشرفت در کشور افزودند: امیدواریم کمتر از یک نسل دیگر، جوانان ما شاهد «ایرانی» باشند که در اوج تعالی و تمدن قرار دارد و همه ملتها و دانشمندان و اندیشمندان جهان، به علم و دانش و فرهنگ آن احساس نیاز می کنند که تحقق این روز به راستی امکان پذیر است.

ایشان با تأکید بر پیگیری نکات و مطالب ارزشمندی که نخبگان و منتخبان استان فارس در این جلسه بیان کردند افزودند: هدف از نشست های صمیمانه با فرهیختگان و نخبگان، متجلی شدن بخشی از ذخیره بسیار گرانقدر نیروی انسانی کشور و توجه عمومی به این واقعیت است که نخبگان و استعدادهای گرانقیمت ملت ایران، صفحات کتاب بی­پایان افتخارات ملی به شمار می روند.

در ابتدای این دیدار 11 تن از منتخبین، برگزیدگان و شعرای استان فارس مسائل مختلفی را در زمینه های فرهنگی، اقتصادی و علمی مطرح کردند.

آقایان و خانمها:

حسن امداد – مؤلف، ادیب و استاد دانشگاه

حبیب اله آیت اللهی – دکترای هنرهای تجسمی و رئیس بخش هنر فرهنگستان

احد ده بزرگی – شاعر و دبیر کنگره شعر عاشورایی

هادیه پرهیزکار – استاد دانشگاه و مبلغ نمونه کشوری

کاووس حسنلی – دکترای زبان و ادب فارسی مؤلف و پژوهشگر نمونه

سعید زاهدزاهدانی – مدیر بنیاد فارس شناسی و استاد دانشگاه

رضا ابراهیمی – خیّر و کارآفرین نمونه استان فارس

مریم اسلامی – دانشجو رشته پزشکی و دارنده مدال طلا و دیپلم افتخار از جشنواره های بین المللی اختراعات

عزیز اسداللهی زوج – کارآفرین نمونه و مقام اول مهارتهای فنی و سازنده قطعات صنایع هوایی

عبدالرسول شهبازی – گندمکار و چغندرکار نمونه استان فارس

هادی فردوسی – دانشجو و شاعر جوان

در سخنان خود بر این نکات و موضوعات تأکید کردند:

- نقش و تأثیر شعرای بزرگ شیراز مانند سعدی و حافظ بر شعرا و ادبیات فارسی

- ضرورت ایجاد مراکز و بنیادهای علمی و هنری مرتبط با حافظ و سعدی

- تأثیر عمیق مکتب هنری شیراز در طول تاریخ و ظرفیت آن برای ایجاد مکتب جدید هنری با توجه به هویت ایرانی - اسلامی

- توجه وزارت علوم و دانشگاه شیراز به تأسیس رشته های مختلف هنری

- انتقاد از سطحی نگری به مقوله زن و لزوم توجه به شأن واقعی زن در تربیت و حضور در خانواده

- ایجاد پژوهشگاهی در زمینه مطالعات تمدن شناسی در استان

- لزوم توجه به کارآفرینان، تولید گران و صنعتگران

- تقویت روحیه خودباوری در جوانان

- تأسیس مراکزی برای پیگیری و اجرای ایده ها و کاربردی کردن پژوهشها

- ایجاد تحول نگرشی و ساختاری در مراکز آموزشی – تحقیقاتی

- بسترسازی و رفع مشکلات قانونی برای سرمایه گذاریهای صنعتی

- جبران صدمات ناشی از خشکسالی

- افزایش بودجه زیربنایی امور آب و خاک




طبقه بندی: انقلاب اسلامی ،احیای تمدن اسلامی،
برچسب ها: انقلاب اسلامی، احیای تمدن اسلامی،
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 04:08 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]

سروری: 9دی تجلی جمهوریت انقلاب اسلامی بود. 9دی یک نقطه‌ی عطف در تاریخ اسلامی است که به تعبیری می‌شود گفت به جنگ احزاب دشمن خاتمه داد./ کوثری: مسئولین هم باید بدانند که بالاخره نسبت به این وفاداری مردم در 9 دی بتوانند انشاء‌الله به موقع هم خوب تصمیم بگیرند/ کرمی راد: مسئولین باید بدانند مردم جلوتر از مسئولین حرکت می‌کنند.9 دی حرکت خودجوش مردمی بود این موج بزرگ را راه انداخت و در واقع یک تودهنی خیلی بزرگ بود برای خواصی که بصیرت نداشتند.
به گزارش پایگاه 598، با گذشت سی سال از تقویم انقلاب اسلامی، دشمنی ها و فتنه ها با اوج گیری شعاع درخشش اسلام، بر وجدان های بشری گستر ده تر گردیده است. موج رو به گسترش دلباختگان اسلام و انقلاب اسلامی هیمنه ی کفر را در جهان به اضمحلال می کشاند و در این رویارویی، فتنه ها قابل انتظار است. هر زمان که در موازنه ی قدرت «حق» به سوی اقتدار میل کند، کفر چهره در نفاق خواهد کشید.

با گذشت سی سال از تقویم انقلاب اسلامی، دشمنی ها و فتنه ها با اوج گیری شعاع درخشش اسلام، بر وجدان های بشری گستر ده تر گردیده است. موج رو به گسترش دلباختگان اسلام و انقلاب اسلامی هیمنه ی کفر را در جهان به اضمحلال می کشاند و در این رویارویی، فتنه ها قابل انتظار است. که در ادامه می آید:

9 دی، الگویی است برای تمام کشورهای مدعی دموکراسی

پرویز سروری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی: 9 دی تجلی جمهوریت انقلاب اسلامی بود یعنی همان چیزی که دشمن تلاش می‌کرد که القا بکند به دنیا که مردم از جمهوری اسلامی واگرا شدند و رویگردان شدند. انقلاب اسلامی از همان نقطه که تهدید آفرین بود از طرف دشمن، فرصت آفرینی کرد و آن که با حضور جمهوریت و مردم تهدید را از بین برد. با قدرت نظامی، با قدرت انتظامی، با قدرت امنیتی نبود؛ بلکه حضور مردم بود که پایانی بر فتنه و اغتشاش و جریانات براندازانه و ساختار شکنانه داشت از این جهت من فکر می‌کنم که، 9 دی یک نقطه‌ی عطف در تاریخ اسلامی است که به تعبیری می‌شود گفت به جنگ احزاب دشمن خاتمه داد.

جنگ احزابی که تمام ظرفیت های ضد انقلاب را، آمریکا را، اسرائیل را، سرطلب‌ها را، وهابیت را، حزب مشارکت را، مجاهدین انقلاب را، چپ‌ها را، کمونیسم‌ها را،‌ فدائیان‌ها را، همه‌ی ظرفیت های انقلاب در یک شرکت سهامی سیاسی حضور پیدا کردند همه‌ی ظرفیت هایشان را با اختلافات متفاوت روی هم ریختند تا انقلاب را روی زانو در بیاورند و این جا مردم با حضورشان پیام دادند که پای انقلاب تا آخر ایستادند و این انقلاب شکست ناپذیر است چرا که به قدرت لایزال الهی متصل است و چرا این که ولایت الهی و نائب امام زمان دارد این مدیریت را انجام می‌دهد من فکر می‌کنم 9 دی می‌تواند یک الگو باشد برای همه‌ی کشورهایی که مدعی دموکراسی و حضور مردم هستند. ما فکر می‌کنیم که 9 دی به این دنیا این پیام را داد که هر تهدیدی اگر از طریق مردم خنثی بشود به ماندگاری، به جاودانگی،‌ به پایداری و به اصطلاح استقرار استحکام و ثبات و انسجام در بین نیروهای انقلاب منجر خواهد شد.

مسئولان قدرشناس مردم(حماسه سازان 9 دی) باشند

محمد کوثری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی: 9  دی تجلی حضور آگاهانه مردم در زمانی که تشخیص دادند که باید حضور همه جانبه داشته باشند.

دشمنان باید بدانند که بالاخره مردم ما،‌ ملت ما پایبند به اعتقاداتشان هستند مخصوصاً آقا اباعبدالله الحسین و لذا اگر کوچکترین موردی را بخواهند نسبت به این موضوع خدشه وارد بکنند حتماً‌ همه ی آن‌ها متحد و یکپارچه جلوی دشمن خواهند ایستاد.

مسئولین هم باید بدانند که بالاخره نسبت به این وفاداری مردم بتوانند انشاء‌الله به موقع هم خوب تصمیم بگیرند، هم خوب خدمت کنند و قدرشناس اسن مردم باشند.

9 دی تودهنی بزرگی بود به خواص بی بصیرت

محمد کرمی راد، نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی: 9 دی تجلی شکوه و عظمت میلیون‌ها انسان با بصیرت و ولایت مدار.

دشمنان نظام، مردم عزیز ایران اسلامی را نشناختند چه شیعه، چه سنی چه فرقه های دیگر فرق نمی‌کند. پایبندی ملت ایران به ولایت و رهبری پایبندی محکمی است ناگسستنی است نمونه اش استقبال از رهبر فرزانه انقلاب بود در استان کرمانشاه. چه غوغایی راه انداختند، بی سابقه بود،‌ بی نظیر بود اصلا نظیری برایش نمی‌یابیم. دشمنان به این هنوز به عمق این پیوند، پی نبردند و بر همین اساس تحلیل هایشان دچار اشکال است. لذا می‌بینید تهدید می‌کنند تحریم می‌کنند اما اقدام عملی که بخواهد ملت ما را از پای در بیاورد عاجزند.

9 دی خلق یک حماسه ی تاریخی از ملت بود و یک مشت بزرگ و تودهنی بزرگتر به فتنه گران،‌ سران فتنه و دلبستگان به فتنه گر یعنی دنیای غرب،‌ یعنی رژیم صهیونیستی یعنی سران برخی از کشورهای عربی. یعنی همان هایی که کمک کردند در انتخابات به جریان فتنه. امروز هم مواجه هستیم به جریان انحراف و پیوند انحراف با فتنه و فتنه دیگر کارگزان.

مسئولین باید بدانند مردم جلوتر از مسئولین حرکت می‌کنند. حرکت خودجوش مردمی بود این موج بزرگ را راه انداخت و در واقع یک تودهنی خیلی بزرگ بود برای خیلی از خواصی که بصیرت نداشتند نتوانستند همگام و همراه با مردم پیش بروند.




طبقه بندی: انقلاب اسلامی ،فتنه ها،بصیرت و حضور آگاهانه ملت،
[ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]

علم، وسیله اقتدار در دنیای امروز است، باید علم را به دست آوریم


ما در همه ی امور احتیاج داریم که ارتقاء علمی پیدا کنیم؛ باید ارتقاء علمی پیدا کنیم. اگر ما ارتقاء علمی در جامعه پیدا نکردیم، بلاشک فردای کشور دچار مشکلات بزرگی است. بدیهی است آنچه را که دنیای مادی به دست آورده است، به کمک علم به دست آورده است.
علم که دیگر مادی و معنوی ندارد؛ علم، علم است. علم، معرفت است؛ علم، عزیز و شریف است، گوهر است. علم آن چیزی است که انسان باید دنبال آن باشد؛ چشم باز انسان در حرکت است. همه جا باید دنبالش برویم. شما ملاحظه می کنید و می بینید که دیگران رفتند!
اگر کسی تاریخ اروپا را خوانده باشد، شک نمی کند که در ذات اروپایی ها خشونت است! با این ظاهر اتو کشیده و کراوات بسته و ادکلن زده، یک باطن بسیار خشن و سختی در آن ها وجود دارد که در ادبیاتشان و در فرهنگ آن ها آشکار می شود‍! برای کسی که آن جا نرفته و از نزدیک ندیده است، روشن نیست؛ ولی کسانی که رفته اند، دیده اند! آن ها داستان ها دارند و انسان می فهمد که چه هست! ملتی با این خصوصیات، امروز دارد به همه ی دنیا حرف می زند و زور می گوید و دنیا هم حرفش را قبول می کند! این، به برکت علم است؛ ببینید علم چه قدر مهم است!
طبیعی است که وقتی این را داشت، شما با این که ماده ی حیاتی نفت را دارید که او به آن احیتاج دارد، مجبورید محتاج او باشید! او در واقع الان محتاج شما است؛ چرا که اگر نفت شما نباشد، این کارخانه ها نمی چرخد، این چراغ ها روشن نمی شود، این هوای سرد، گرم نخواهد شد! همه چیزشان از نفت شما است؛ اما در عین حال شما محتاج آن هایید، آن ها برای شما تکلیف معین می کنند، حتی برای نفتتان!! این خاصیت علم است. علم وسیله ی اقتدار است. باید علم را به دست آورد؛ چاره ای نداریم. (1)

رسیدن به اهداف بزرگ، جز با کسب علم امکان پذیر نیست


ما امروز احتیاج داریم روحیه ای را که بحمدالله در کشور ما به وجود آمده، حفظ کنیم؛ با مفاهیم اسلامی درست آشنا شویم؛ ارزش های اسلامی را پاسداری کنیم و علم را برای ساختن دنیایی که اسلام برای ما تصویر کرده، به کارگیریم. دنیایی را که اسلام برای مسلمین پیش بینی کرده، بدون علم نمی شود به دست آورد. آیه ی «لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون» (2) که چند جا در قرآن تکرار شده، یعنی غلبه ی فرهنگی بر همه ی دنیا و به دست گرفتن زمام هدایت مردم عالم و هدایت آنها به سمت نور و معنویت و تکامل الهی. رسیدن به این هدف بزرگ، جز با کسب علم امکان پذیر نیست؛ یعنی با جاهل ماندن و بی سواد ماندن و درجازدن از لحاظ علمی و همیشه محتاج و نیازمند و، سائل به کف تولید کنندگان علم بودن، امکان ندارد به آن هدف ها رسید؛ بنابراین باید تولید علم کرد. (3)
باید تولید علم در دانشگاه ها و مراکز علمی کشور، به صورت امری مقدس و عبادت تلقی شود
تولید علم یعنی رفتن از راه هایی که به نظر، راه های نارفته است. البته این به آن معنا نیست که ما راه هایی را که دیگران رفته اند، نرویم و به تجربه های دیگران بی اعتنایی کنیم؛ بلکه به این معنا است که به فکر باشیم. در این دنیای عظیم و در این طبیعت بزرگ، ناشناخته های فراوانی وجود دارد که دانش پیشرفته ی امروز هنوز به آن ها دست نیافته است. ناشناخته ها بسیار فراوان است و به گمان زیاد به مراتب بیشتر از چیزهایی است که بشر تاکنون به آن ها دست یافته است. باید دقت کنیم، فکر کنیم و به دنبال کشف ناشناخته ها باشیم. باید همان استعدادی را که گفته شد و بنده هم می دانم مغز و فکر ایرانی آن را دارد، به کار بیندازیم. راه های میان بر را پیدا کنیم و از بدعت و نوآوری در وادی علم، بیمناک نباشیم. این حرکت باید در دانشگاه ها و مراکز علمی و تحقیقاتی ما به صورت انگیزه ای عام، امری مقدس و یک عبادت تلقی شود. همه ی رشته های علوم باید به این صورت دربیاید. ما باید این جرأت را داشته باشیم که فکر کنیم می توانیم نوآوری کنیم.(4)

دانشگاه ها باید به صورت عملی، به علم اهمیت بدهند


دانشگاه ها باید به علم اهمیت بدهند. اهمیت دادن، فقط یک امر قلبی نیست؛ عمل لازم دارد. این عمل، مقدمات و برنامه ریزی و اهتمام شدید لازم دارد. مایه گذاشتن از وقت و امکانات دانشگاه برای هر کار غیر علمی، به طور طبیعی از این اهتمام علمی خواهد کاست. حالا یک وقت آن کار، لازم و در حد ضرورت است، مانعی ندارد؛ اما افراد در آن کارها، به گرایش علمی و حرکت علمی و سازندگی و به دنبالش بالندگی علمی که ما به آن نیاز داریم، لطمه خواهد زد. (5)

نواندیشی و نوآوری علمی در تمام رشته ها، یکی از وظایف مهم دانشگاه ها است


یکی از وظایف مهم دانشگاه ها عبارت است از نواندیشی علمی. مسئله تحجر، فقط بلای محیط های دینی و افکار دینی نیست؛ در همه ی محیط ها، تحجر، ایستایی و پابند بودن به جزمی گرایی هایی که بر انسان تحمیل شده بدون این که منطق درستی به دنبالش باشد یک بلاست. آنچه برای یک محیط علمی و دانشگاهی وظیفه ی آرمانی محسوب می شود، این است که در زمینه ی مسائل علمی، نواندیش باشد؛ معنای واقعی تولید علم این است. تولید علم، فقط انتقال علم نیست؛ نوآوری علمی در درجه ی اول اهمیت است. این را من از این جهت می گویم که باید یک فرهنگ بشود. این نواندیشی، فقط مخصوص اساتید نیست؛ مخاطب آن، دانشجویان و کل محیط علمی هم هست.
البته برای این نوآوری علمی که در فرهنگ معارف اسلامی از آن به اجتهاد تعبیر می شود دو چیز لازم است: یکی قدرت علمی، و دیگری جرأت علمی، البته قدرت علمی چیز مهمی است؛ و هوش وافر، ذخیره ی علمی لازم، مجاهدت فراوان برای فراگیری، چیزهایی است که برای به دست آمدن قدرت علمی، لازم است؛ اما این کافی نیست. ای بسا کسانی که از قدرت علمی هم برخوردند، اما ذخیره ی انباشته ی علمی آن ها هیچ جا کاربرد ندارد؛ کاروان علم را جلو نمی برد و یک ملت را از لحاظ علمی به اعتلاء نمی رساند؛ بنابراین جرأت علمی لازم است.
البته وقتی از علم صحبت می شود، ممکن است در درجه ی اول، علوم مربوط به مسائل صنعتی و فنی به نظر بیاید... اما من به طور کلی و مطلق این را عرض می کنم؛ علوم انسانی، علوم اجتماعی، علوم سیاسی، علوم اقتصادی و مسائل گوناگونی که برای اداره ی یک جامعه و یک کشور به صورت علمی لازم است، به نو آوری و نواندیشی علمی یعنی اجتهاد احتیاج دارد. آن چیزی که در فضای علمی ما مشاهده می شود که به نظر من یکی از عیوب بزرگ محسوب می گردد این است که ده ها سال است که ما متون فرنگی و خارجی را تکرار می کنیم، می خوانیم، حفظ می کنیم و بر اساس تعلیم و تعلم می کخنیم؛ اما در خودمان قدرت سؤال و ایجاد خدشه نمی یابیم. باید متون علمی را خواند و دانش را از هر کسی فراگرفت؛ اما علم باید در روند تعالی خود، با روح های قوی و استوار و کارآمدی که جرأت پیشبرد علم را داشته باشند، همراه بوشد تا بتواند پیش برود؛ انقلاب های علمی در دنیا این گونه به وجود آمده است.(6)

دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه دراختیار کشور قرار دهد


باید مغزهای متفکر استاد و دانشجوی ما بیساری از مفاهیم حقوقی، اجتماعی و سیاسی را که شکل و قالب غربی آن ها در نظر بعضی مثل وحی منزل است و نمی شود درباره اش اندک تشکیکی کرد، در کارگاه های تحقیقاتی عظیم علوم مختلف حلاجی کنند؛ روی آن ها سؤال بگذارند؛ این جزمیت ها را بکشنند و راه های تازه ای پیدا کنند؛ هم خودشان استفاده کنند، هم به شریت پیشنهاد کنند؛ امروز کشور ما محتاج این است؛ امروز انتظار کشور ما از دانشگاه این است. دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه و عمیق در اختیار این کشور و این ملت بگذارد تا آن کسانی که اهل کار و تلاش هستند، با پیشنهادها و با قالب ها و نوآوری های علمی خودی بتوانند بنای حقیقی یک جامعه ی آباد و عادلانه ی مبتنی بر تفکرات و ارزش های اسلامی را بالا ببرند؛ امروز کشور ما از دانشگاه این را می خواهد. (7)
نسل دانش پژوه کشور بدانند اگر امروز برتری علمی با غربی ها است با همت و اراده می شود کاری کرد که فردا از آن ما باشد.
ما دویست سال از علم دنیا عقب مانده ایم؛ اما معنای رسیدن به مرزهای دانش این نیست که راهی را که اروپایی ها در طول دویست سال رفته اند، ما هم همان راه را در طول دویست سال برویم؛ بعد به آن جایی که امروز رسیده اند، برسیم؛ نه، این حرف ها نیست؛ ما راه های میان بر پیدا می کنیم. ما علم را از دست اروپایی ها می قاپیم. ما از یادگرفتن ننگمان نمی کند. اسلام می گوید قوام دنیا به چند گروه است؛ یکی از آن ها کسانی هستند که وقتی نمی دانند، در صدد یاد گرفتن باشند؛ از یادگرفتن ننگشان نکند. ما دانش هایی را که امروز فرآورده ی ذهن و مغز و عقل بشر است، یاد می گیریم؛ آنچه را که بلد نیستیم، با کمال میل می آموزیم و به استادمان هم احترام می کنیم. به کسی که به علم بیاموزد، بی احترام نمی کنیم؛ اما گرفتن علم از دیگری نباید به معنای این باشد که شاگرد باید تا ابد شاگرد بماند؛ نه، امروز شاگردیم، فردا می شویم استاد آن ها؛ کما این که آن ها یک روز شاگرد ما بودند، اما الان شده اند استاد ما.
غربی ها علم را از ما یاد گرفتند. شما به کتاب پیروسو - «تاریخ علوم» - نگاه کنید؛ آن جا می گوید: چهار پنج قرن قبل تاجری در یکی از کشورهای اروپایی به استادی مراجعه می کند و می گوید می خواهم فرزندم درس بخواند؛ او را به کدام مدرسه بفرستم؟ استاد در جواب می گوید اگر به همین چهار اصل عمل اصلی – جمع و ضرب و تفریق و تقسیم- قانع هستی، می توانی او را به هر کدام از مدارس کشور ما یا دیگر کشورهای اروپایی بفرستی؛ اما اگر بالاتر از آن را لازم داری، باید او را به کشور اندلس یا به مناطق مسلمان نشین بفرستی. این را پیرروسو می نویسد؛ این حرف من نیست. چنگ های صلیبی به آن ها کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان ما به این مناطق، کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان ما به مناطق آن ها و منتقل شدن کتاب های ما به آن ها، کمک کرد تا از ما بیاموزند. یک روز آن ها از ما یادگرفتند و شاگرد ما بودند، بعد شدند استاد ما؛ الان هم ما از آن ها یاد می گیریم و شاگرد آن ها می شویم و بعد می شویم استاد آن ها. پس نسل دانش پژوه و محقق و پژوهنده ی کشور ما بداند؛ امروز اگر برتری علمی با غربی ها است، در آینده ی نه چندان دوری با همت و اراده ی شما می توان کاری کرد که فردا آن ها از شما یاد بگیرند.(8)

پی نوشت :


1- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با رؤسای دانشگاه های سراسر کشور، 6/12/1376.
2- سوره ی توبه، آیه 33.
3- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان اتحادیه انجمن های اسلامی شرق اروپا، 19/5/1381.
4- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاه شهید بهشتی، 22/2/1382.
5- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار وزیر و رؤسای دانشگاه ها، 17/10/1383.
6- بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر، 9/12/1379.
7- بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر، 9/12/1379.
8- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان، اساتید، معلمان و دانشجویان دانشگاه های همدان، 17/4/1383.




طبقه بندی: انقلاب اسلامی تولید علم جنبش نرم افزاری و احیائ تمدن اسلامی،
برچسب ها: انقلاب اسلامی، تولید علم و جنبش نرم افزاری،
[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]


نویسنده ی مقاله: دکتر منوچهر محمدی
‌اشاره‌ :
مقاله‌ به‌ مقایسه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ با انقلاب‌ فرانسه‌ و روسیه‌ که‌ بزرگترین‌ انقلابات‌ معاصر اروپا و جهان‌ خوانده‌ شده‌ و منشأ رواج‌ گفتمان‌ لیبرالیستی‌ و سوسیالیستی‌ در قرن‌ گذشته‌ شدند، پرداخته‌ و نشان‌ می‌دهد که‌ چگونه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران، از جهات‌ متعدد، عمیق‌تر، جد‌ی‌تر و مردمی‌تر از آن‌ دو بوده‌ و گفتمان‌ سومی‌ را به‌ بشریت‌ معاصر عرضه‌ کرده‌ است.
در این‌ مقاله‌ سعی‌ شده‌ که‌ انقلاب‌ اسلامی‌ با انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ که‌ از بزرگترین‌ و معروفترین‌ انقلابهای‌ جهان‌ می‌باشند در وجوه‌ اقتصادی، سیاسی‌ و اجتماعی‌ مقایسه‌ شود.
1. موقعیت‌ اقتصادی‌ رژیم‌های‌ پیش‌ از انقلاب:
در فرانسه‌ در دوران‌ قبل‌ از انقلاب‌ 1789 نشانه‌های‌ روشنی‌ دال‌ بر وخامت‌ موقعیت‌ اقتصادی‌ از هر لحاظ‌ وجود داشته‌ و این‌ کشور از پنجاه‌ سال‌ قبل‌ از انقلاب، دچار مشکلات‌ و بحرانهای‌ مالی‌ و اقتصادی‌ فراوانی‌ بود که‌ روزبروز بر دامنه‌ و ابعاد آن‌ افزوده‌ می‌گشت.(1)
شرایط‌ اقتصادی‌ در روسیه‌ نیز قبل‌ از انقلاب، از آغاز دهه‌ اول‌ قرن‌ بیستم‌ وضع‌ مطلوبی‌ نداشت. دو جنگ‌ خارجی‌ که‌ در این‌ دوره‌ اتفاق‌ افتاد بر شدت‌ نابسامانیهای‌ اقتصادی‌ افزود، رکود اقتصادی‌ که‌ تا سال‌ 1909 دوام‌ داشت‌ شرایط‌ ناگواری‌ را برای‌ کارکنان‌ و دهقانان‌ ایجاد کرده‌ بود، از یک‌ سو بیکاری‌ را سخت‌ دامن‌ می‌زد و از سوی‌ دیگر شرایط‌ کار و میزان‌ درآمد این‌ دو طبقه‌ را طاقت‌ فرسا و غیر قابل‌ تحمل‌ ساخته‌ بود اعتصاباتی‌ که‌ در این‌ دوران‌ کارگران‌ راه‌ می‌انداختند عمدتاً‌ ماهیت‌ اقتصادی‌ داشت‌ و مرتباً‌ بر تعداد اعتصابات‌ و شماره‌ شرکت‌ کنندگان‌ در اعتصابات‌ افزوده‌ می‌گشت.(2)
حال‌ آنکه‌ در ایران، در اواخر حکومت‌ شاه‌ رژیم، ایران‌ در مطلوبترین‌ سطح‌ از قدرت‌ اقتصادی‌ که‌ در تمام‌ سلطنت‌ 57 ساله‌ رژیم‌ پهلوی‌ بی‌سابقه‌ بود به‌ سر می‌برد. با افزایش‌ سریع‌ و غیر قابل‌ پیش‌بینی‌ درآمد نفت‌ ، رژیم‌ ایران‌ نه‌ تنها تبدیل‌ به‌ یکی‌ از دولتهای‌ ثروتمند شده‌ بود بلکه‌ جامعه‌ ایرانی‌ را به‌ یک‌ جامعه‌ کاملاً‌ مصرفی‌ تبدیل‌ کرده‌ بود.(3) بدین‌ ترتیب‌ ملاحظه‌ می‌گردد در حالی‌ که‌ دولتهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ از نظر اقتصادی‌ در بدترین‌ شرایط‌ بودند و در حقیقت‌ در مرحله‌ ورشکستگی‌ نهایی‌ قرار داشتند دولت‌ ایران‌ با توجه‌ به‌ افزایش‌ ناگهانی‌ و غیر قابل‌ پیش‌بینی‌ قیمت‌ نفت‌ از نظر ذخائر ارزی‌ و توانائیهای‌ مالی‌ در مطلوبترین‌ و مناسبترین‌ شرایط‌ اقتصادی‌ در تاریخ‌ خود بوده‌ است.
 2. اقتدار نظامی‌ رژیمهای‌ پیش‌ از انقلاب‌ :
از مهمترین‌ و در عین‌ حال‌ محسوسترین‌ ابزار قدرت‌ و اعمال‌ حاکمیت‌ هر رژیم‌ سیاسی‌ به‌ ویژه‌ نظامهایی‌ که‌ با بحرانها و فشارهای‌ داخلی‌ مواجه‌ می‌باشند و نیاز به‌ تهدید و ارعاب‌ و احیاناً‌ سرکوب‌ حرکتهای‌ معارض‌ و مخالف‌ خود را دارند قدرت‌ نظامی‌ آنها می‌باشد. هر گاه‌ در یک‌ نظام‌ سیاسی، قدرت‌ نظامی‌ از انسجام‌ لازم‌ برخوردار نباشند و روحیه‌ خود را در اثر شکستیهای‌ پی‌ در پی‌ از دست‌ بدهد و همچنین‌ دولت‌ بخاطر مشکلات‌ اقتصادی‌ امکان‌ تأمین‌ تدارکات‌ و خواسته‌های‌ آنها را نداشته‌ باشد و در نهایت‌ قدرت‌ نظامی‌ اعتقاد و ایمان‌ خود را به‌ رژیم‌ سیاسی‌ از دست‌ بدهد نه‌ تها قدرت‌ سیاسی‌ قادر به‌ بهره‌برداری‌ از چنین‌ نیروی‌ نظامی‌ برای‌ سرکوب‌ قدرت‌ اجتماعی‌ معارض‌ نخواهد بود، بلکه‌ خود بصورت‌ یک‌ مدعی‌ خطرناک‌ درآمده‌ و احیاناً‌ به‌ گروههای‌ اجتماعی‌ مخالف‌ خواهد پیوست‌ و احتمال‌ سقوط‌ قدرت‌ سیاسی‌ را شدیداً‌ افزایش‌ خواهد داد.
فرانسه‌ در طول‌ پنجاه‌ سال‌ قبل‌ از انقلاب‌ مدت‌ 26 سال‌ در جنگ‌ و منازعات‌ مهم‌ بین‌المللی‌ بوده‌ است‌ و در این‌ منازعات‌ جز یک‌ ایالت، نه‌ تنها چیزی‌ بدست‌ نیاورده، بلکه‌ شکستها و خسارتهای‌ عظیم‌ مالی، جانی‌ و ارضی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ و قابل‌ پیش‌بینی‌ بود که‌ افسران‌ ارتش‌ نسبت‌ به‌ سرکوب‌ مقاومت‌ در دوره‌ای‌ که‌ بحران‌ برعلیه‌ مقامات‌ دولتی‌ افزایش‌ یافته‌ بود بی‌علاقه‌ باشند و این‌ امر موجب‌ اختلاف‌ و تضاد سیاسی‌ و اجتماعی‌ شد به‌ طوری‌ که‌ نهایتاً‌ هر حرکت‌ محدودی‌ را برای‌ سرکوب‌ مخالفین‌ پادشاه‌ و طبقات‌ محافظه‌ کار مسلط‌ غیر ممکن‌ می‌ساخت‌ و زمینه‌ را برای‌ پیروزی‌ انقلاب‌ فرانسه‌ مهیا کرد. موقعیت‌ نظامی‌ روسیه‌ نیز در اروپا بدلیل‌ جنگهای‌ کریمه‌ و جنگ‌ 1905 تغییر کرده‌ بود. کشوری‌ که‌ در 1815 تنها قدرت‌ قوی‌ قاره‌ اروپا بود و بعد از 1848 به‌ نظر می‌رسید که‌ هنوز فاصله‌ زیادی‌ با سایر قدرتهای‌ اروپایی‌ داشت‌ بعد از جنگ‌ کریمه‌ به‌ حد یکی‌ از چند قدرت‌ مساوی، تنزل‌ یافت‌ و تا زمانی‌ که‌ تزار در سن‌ پطرزبورگ‌ حاکم‌ بود هرگز موقعیت‌ 1815 را پیدا نکرد. جنگ‌ جهانی‌ اول‌ از نظر وسعت‌ و مدت‌ و نزدیکی‌ به‌ مرزهای‌ روسیه‌ از جنگ‌ روس‌ و ژاپن‌ به‌ مراتب‌ مهمتر بود و تأثیر بیشتری‌ در داخل‌ کشور بر جای‌ گذاشت‌ بطوریکه‌ قوای‌ نظامی‌ این‌ کشور را کاملاً‌ به‌ تحلیل‌ برده‌ و سربازان‌ شکست‌ خورده‌ و بازگشته‌ از جبهه‌ را بصورت‌ مدعیانی‌ برای‌ قدرت‌ سیاسی‌ حاکم‌ درآورد و به‌ همین‌ علت‌ بود که‌ انقلاب‌ روسیه‌ در اوج‌ اشتعال‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ بوجود آمد.
با این‌ ترتیب‌ ملاحظه‌ می‌گردد که‌ نظام‌ سیاسی‌ حاکم‌ بر روسیه‌ قبل‌ از انقلاب‌ نه‌ تنها نیروی‌ نظامی‌ و قوای‌ مسلح‌ نیرومند و وفادار به‌ قدرت‌ سیاسی‌ با خود نداشتند بلکه‌ ارتشی‌ شکست‌ خورده، روحیه‌ از دست‌ داده‌ و عاصی‌ شده‌ از نظام‌ با پیوستن‌ به‌ کارگران‌ اعتصابی‌ نقشی‌ مهم‌ در پیروزی‌ انقلاب‌ بازی‌ کردند.
اما ارتش‌ شاهنشاهی‌ ایران‌ بر خلاف‌ فرانسه‌ و روسیه‌ در طول‌ حداقل‌ 57 سال‌ قبل‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ در هیچ‌ جنگ‌ خارجی‌ مهمی‌ شرکت‌ نکرده‌ بود. بیش‌ از هر پادشاهی‌ در ایران‌ محمدرضا شاه‌ به‌ نیروهای‌ مسلح‌ توجه‌ داشت. او بعنوان‌ فرمانده‌ نیروهای‌ مسلح، احساس‌ می‌کرد که‌ یک‌ ارتش‌ قوی‌ و نیرومند و در عین‌ حال‌ وفادار به‌ پادشاه، نه‌ تنها می‌تواند نظام‌ سیاسی‌ او را در قبال‌ مخالفین‌ داخلی‌ حفظ‌ کند بلکه‌ با توجه‌ به‌ جاه‌ طلبیهایش‌ می‌تواند ابزار و اهرم‌ لازم‌ را برای‌ دخالت‌ در امور منطقه‌ و همسایگانش‌ و پیشبرد اهداف‌ بین‌المللی‌ او فراهم‌ نماید.
می‌توان‌ با قاطعیت‌ ادعا کرد در فرانسه‌ و روسیه‌ از نظر نظامی‌ با توجه‌ به‌ شکستهای‌ پی‌ در پی‌ در جنگهای‌ متعدد ضعیف‌ترین‌ و نامطمئن‌ترین‌ وضعیت‌ بوده‌ و ارتشهای‌ آنها نه‌ تنها حمایت‌ لازم‌ را از نظام‌ سیاسی‌ حاکم‌ نمی‌کردند بلکه‌ نسبت‌ به‌ انقلابیون‌ گرایش‌ نشان‌ داده‌ و بعضاً‌ به‌ آنها می‌پیوستند، در حالیکه‌ ارتش‌ ایران‌ در بهترین‌ شرایط‌ از نظر نیرو و تجهیزات‌ بوده‌ و جز در موارد استثنایی‌ و آن‌ هم‌ به‌ صورت‌ پراکنده، تا آخرین‌ لحظات‌ عمر رژیم‌ شاه‌ نسبت‌ به‌ نظام‌ وفادار باقی‌ مانده‌ و اکثراً‌ در سرکوب‌ انقلابیون‌ نیز کوتاهی‌ نکردند.(4)
کشورهای‌ مورد بررسی‌ ما هر سه‌ از جمله‌ کشورهایی‌ هستند که‌ نه‌ تنها دارای‌ موقعیت‌ استراتژیکی‌ مهم‌ و حساس‌ می‌باشند بلکه‌ بعنوان‌ قدرتهای‌ بالفعل‌ یا بالقوه‌ بزرگ‌ محسوب‌ می‌شوند و در طول‌ تاریخ‌ نقش‌ فعالی‌ در روابط‌ بین‌الملل‌ جهانی‌ و منطقه‌ای‌ بازی‌ کرده‌ و می‌کنند. بدیهی‌ است‌ که‌ در قبال‌ تحولات‌ انقلابی‌ این‌ کشورها چه‌ قبل‌ از پیروزی‌ و چه‌ بعد از پیروزی‌ کشورهای‌ دیگر بویژه‌ کشورهای‌ همسایه‌ و ذینفع‌ عکس‌العمل‌ نشان‌ داده‌ و به‌ نفع‌ قدرت‌ سیاسی‌ حاکم‌ و یا بالعکس‌ در جهت‌ حمایت‌ از گروههای‌ اجتماعی‌ معارض‌ فعال‌ می‌گردند. در نتیجه‌ مسئله‌ واکنش‌ بین‌المللی‌ از جمله‌ عوامل‌ مهمی‌ است‌ که‌ در بررسی‌ قدرت‌ و توانائیهای‌ رژیم‌ سیاسی‌ حاکم‌ قبل‌ از انقلاب‌ ضرورت‌ دارد که‌ مورد توجه‌ و دقت‌ کافی‌ قرار گیرد.
در فرانسه‌ قرن‌ 18 با توجه‌ به‌ جنگهای‌ طولانی‌ که‌ لویی‌ پانزدهم‌ و شانزدهم‌ با کشورهای‌ همسایه‌ خود منجله‌ اترش، روسیه، انگلیس‌ و اسپانیا داشت‌ نه‌ تنها در شرایط‌ بحرانی‌ دوران‌ انقلاب‌ از حمایت‌ آنها برخوردار نبود بلکه‌ همه‌ این‌ دول‌ همسایه‌ در جهت‌ تضعیف‌ لویی‌ شانزدهم‌ تلاش‌ کرده‌ و متقابلاً‌ به‌ حمایت‌ از گروههای‌ معارض‌ و مخالف‌ برخواستند.
روسیه‌ نیز از این‌ نظر تفاوت‌ چندانی‌ با فرانسه‌ نداشت‌ بدین‌ معنا که‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و درگیری‌ مستقیم‌ روسیه‌ تزاری‌ در جنگ‌ با آلمان، عثمانی‌ و ژاپن‌ دشمنی‌ این‌ دولتها بویژه‌ دولت‌ قدرتمند و نوپای‌ آلمان‌ را برعلیه‌ خود داشت‌ به‌ طوریکه‌ لنین‌ با حمایت‌ و امکانات‌ فراهم‌ شده‌ این‌ دولت‌ توانست‌ به‌ انقلابیون‌ روسیه‌ ملحق‌ شده، و پایه‌ انقلاب‌ بلشویکی‌ اکتبر 1917 را بریزد. از طرف‌ دیگر با توجه‌ به‌ اینکه‌ دولتهای‌ روسیه‌ تزاری‌ یعنی‌ فرانسه‌ و انگلیس‌ خود مستقیماً‌ با آلمان‌ و متحدینش‌ درگیر بودند امکان‌ هیچ‌ نوع‌ حمایتی‌ از تزار روسیه‌ در شرایط‌ بحرانی‌ نداشتند.
اما دولت‌ ایران‌ و رژیم‌ شاه‌ از حداقل‌ یک‌ دهه‌ قبل‌ از سقوط‌ خود علیرغم‌ وجود شرایط‌ دو قطبی‌ با توجه‌ به‌ پایان‌ جنگ‌ سرد و آغاز دوره‌ آرامش‌ (5) و همزیستی‌ مسالمت‌آمیز از حمایت‌ کامل‌ دو ابرقدرت، و قدرتهای‌ بزرگ‌ و منطقه‌ای، تا آخرین‌ روزهای‌ حکومتش‌ برخوردار بود و متقابلاً‌ انقلابیون‌ ایران‌ از هیچگونه‌ حمایت‌ بین‌المللی‌ برخوردار نبودند.
با این‌ ترتیب‌ در حالیکه‌ دولتین‌ فرانسه‌ و روسیه‌ از نظر حمایت‌ بین‌المللی‌ در شرایط‌ نامناسب‌ به‌ سر می‌بردند و دول‌ اروپایی‌ اغلب‌ نسبت‌ به‌ رژیمهای‌ این‌ دو کشور در شرایط‌ قبل‌ از انقلاب‌ نظر مساعدی‌ نداشته‌ و بعضاً‌ تخاصم‌ بودند و نه‌ تنها هیچگونه‌ حمایتی‌ از نظامهای‌ سیاسی‌ در آن‌ شرایط‌ نکردند بلکه‌ در مواردی‌ به‌ حمایت‌ از انقلابیون‌ پرداختند دولت‌ ایران‌ از این‌ نظر در شرایط‌ مطلوبی‌ به‌ سر می‌برد.
 3. پیچیدگی‌ و استحکام‌ رژیم‌های‌ قبل‌ از انقلاب‌ :
در هر نظام‌ و سیستم‌ سیاسی‌ وجود ابزارهای‌ قدرت‌ از جمله‌ قدرتهای‌ اقتصادی، نظامی‌ و حمایت‌ بین‌المللی‌ بالقوه‌ و فی‌ نفسه‌ نمی‌تواند در جهت‌ تحکیم‌ و تثبیت‌ قدرت‌ سیاسی‌ حاکم‌ کارساز و مفید باشد بلکه‌ توانایی، مهارت‌ و مدیریت‌ مطلوب‌ در نظام‌ سیاسی‌ است‌ که‌ می‌تواند در مواقع‌ بحرانی‌ ابزارهای‌ قدرت‌ را از قوه‌ به‌ فعل‌ درآورده‌ و به‌ بهترین‌ وجه‌ و در مناسبترین‌ زمان‌ و مکان‌ مورد استفاده‌ قرار دهد در نبردهای‌ نظامی‌ اغلب‌ این‌ امر به‌ اثبات‌ رسیده‌ است‌ که‌ فرماندهی‌ لایق‌ و کارآمد می‌تواند با کمترین‌ امکانات، تجهیزات‌ و نیرو بر فرماندهی‌ نالایق‌ و ناتوان‌ و در عین‌ حال‌ با امکانات‌ وسیع‌ پیروز شود. در حالیکه‌ نظامهای‌ سیاسی‌ فرانسه‌ و روسیه‌ علیرغم‌ وجود استبداد حاکم‌ به‌ خاطر بی‌کفایتیهای‌ پادشاهان‌ و نفوذ افراد ناصالحی‌ که‌ در دربار حضور داشتند، هرگز نتوانستند منافع‌ خود را تشخیص‌ داده‌ و در جهت‌ حفظ‌ ثبات‌ و موقعیت‌ رژیم‌ خود مدیریت‌ مناسب‌ و توانایی‌ برقرار نموده‌ و تغییرات‌ لازم‌ را اعمال‌ کنند. رژیم‌ شاه‌ بعد از گذراندن‌ دوره‌ پرتلاطمی‌ از تاریخ‌ 38 ساله‌ حکومت‌ خود تدریجاً‌ به‌ مرحله‌ای‌ از اعتماد به‌ نفس‌ و حاکمیت‌ مطلقه‌ رسیده‌ و با برخورداری‌ از مستشاران‌ ورزیده‌ داخلی‌ و خارجی‌ به‌ ویژه‌ برخورداری‌ از پلیس‌ مخفی‌ خشنی‌ همچون‌ ساواک‌ از توانایی‌ لازم‌ برای‌ حفظ‌ و تداوم‌ قدرت‌ مستبده‌ خود برخوردار بوده‌ است.(6) در تئوری‌ نظام‌ دولتهای‌ مستبده‌ می‌بایست‌ ضعیف‌ شده‌ باشد تا اینکه‌ حرکتهای‌ انقلابی‌ مردمی‌ بتواند توفیقی‌ کسب‌ کند یا حتی‌ بروز کند. در حقیقت‌ از نظر تاریخی، شورشهای‌ مردمی‌ به‌ خودی‌ خود قادر نبوده‌اند دولتهای‌ مستبده‌ را واژگون‌ کنند. در عوض‌ فشار نظامی‌ از خارج‌ اغلب‌ با تضادها و انشعابهای‌ سیاسی‌ میان‌ طبقه‌ مسلط‌ و دولت‌ به‌ موازات‌ هم‌ می‌بایست‌ وجود داشته‌ باشد تا استبداد را تضعیف‌ کرده‌ و راه‌ را برای‌ شورشها و نهضتهای‌ انقلابی‌ باز کنند. به‌ خاطر همین‌ ضعفها بود که‌ در انقلاب‌ فرانسه‌ نظام‌ سیاسی‌ حاکم‌ نه‌ به‌ علت‌ مخالفت‌ نیروهای‌ مردمی‌ بلکه‌ تنها به‌ علت‌ استیصال‌ کامل‌ در حل‌ معضلات‌ اقتصادی‌ و سیاسی‌ - اجتماعی‌ کشور به‌ مجلس‌ طبقات‌ سه‌ گانه‌ روی‌ آورد و خود را تسلیم‌ آنها کرد و آنگاه‌ بود که‌ حرکتهای‌ مردمی‌ و ترکیب‌ گروههای‌ اجتماعی‌ شکل‌ گرفت‌ و به‌ روند انقلاب‌ شتاب‌ فزاینده‌ای‌ داد. و همین‌ طور در انقلاب‌ روسیه‌ نیز اگرچه‌ نیروهای‌ مخالف‌ وجود داشتند، دسته‌بنیها و احزاب‌ سیاسی‌ مختلف‌ که‌ با آرمانها و اهداف‌ خاص‌ و متفاوت‌ خود از اوائل‌ قرن‌ بیستم‌ شکل‌ گرفته‌ بودند، نه‌ تنها هیچگونه‌ نقشی‌ در سقوط‌ نظام‌ رومانوفها نداشتند بلکه‌ تصور هم‌ نمی‌کردند که‌ بدین‌ سادگی‌ نظام‌ امپراتوری‌ روسیه‌ سقوط‌ کند. البته‌ دولت‌ تزار روسیه‌ علیرغم‌ استیصال‌ و فشار زیادی‌ که‌ تحمل‌ می‌کرد داوطلبانه‌ و رأساً‌ خود را تسلیم‌ ملت‌ نکرد ولی‌ در مقابل‌ اولین‌ حرکت‌ و شورش‌ مردمی‌ که‌ ناشی‌ از انفجار و وجود بحران‌ اقتصادی‌ بود و به‌ صورت‌ تظاهرات‌ و اعتصابات‌ کارخانجات‌ و صنایع‌ در شهر پتروگراد متبلور شد، تسلیم‌ گردیده‌ و همچون‌ کوه‌ یخی‌ ذوب‌ گردید. در حالیکه‌ انقلاب‌ ایران‌ در شرایطی‌ پیروز شد که‌ نظام‌ شاهنشاهی‌ خود را در اوج‌ قدرت‌ و استحکام‌ و تثبیت‌ شده‌ می‌دید و در مقابل‌ مخالفتها و معارضه‌ها تا آخرین‌ حد توان‌ خود مقاومت‌ می‌کرد و گروههای‌ اجتماعی‌ برای‌ به‌ زانو درآوردن‌ چنین‌ نظامی‌ می‌بایست‌ بر اساس‌ برنامه‌ریزی‌ و بسیج‌ تمام‌ نیروها و قربانی‌ کردن‌ بسیاری‌ از انسانها نظام‌ قدرتمند حاکم‌ را سرنگون‌ سازد. ‌ ‌قدرت‌ اجتماعی‌
قدرت‌ اجتماعی‌ متشکل‌ از گروههای‌ اجتماعی‌ فعالی‌ است‌ که‌ بر پایه‌ ارزشها و باورهای‌ مسلط‌ و مشترک‌ به‌ هم‌ نزدیک‌ شده‌اند و زمانی‌ که‌ قدرت‌ سیاسی‌ توانایی‌ تأمین‌ ارزشها و خواسته‌های‌ آنها را نداشته‌ باشد یا نخواهد این‌ ارزشها و خواسته‌ها را تأمین‌ کند گروههای‌ اجتماعی‌ مأیوس‌ شده‌ به‌ دنبال‌ رهبر یا رهبرانی‌ که‌ می‌توانند خواسته‌ها و نظرات‌ آنها را تعقیب‌ و تأمین‌ نمایند حرکت‌ خواهند کرد در ایجاد و تشکل‌ قدرت‌ اجتماعی‌ سه‌ رکن‌ اساسی‌ قابل‌ تفکیک‌ هستند: مردم، رهبری‌ و ایدئولوژی. ‌ الف‌ - مشارکت‌ مردمی‌
در حالی‌ که‌ در فرانسه‌ و روسیه‌ میزان‌ مشارکت‌ مردم‌ در براندازی‌ رژیمهای‌ مستبده‌ حاکم‌ بسیار اندک‌ بوده‌ و حتی‌ در فرانسه‌ همانطور که‌ گفته‌ شد، نقشی‌ نداشته‌اند(7) و رژیم‌ فرانسه‌ به‌ خاطر ضعفهای‌ خود الزاماً‌ تسلیم‌ شده‌ و در روسیه‌ تعداد محدودی‌ از کارگران‌ کارخانجات‌ پطرزبورگ‌ و سربازان‌ پادگان‌ همان‌ شهر سر به‌ شورش‌ برداشته‌ و موجبات‌ سقوط‌ خانواده‌ رومانوفها را فراهم‌ کردند (8) در انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ به‌ استثنای‌ اقلیت‌ محدودی‌ و بخش‌ اعظم‌ ارتش‌ که‌ وابسته‌ به‌ نظام‌ بودند همه‌ اقشار مردم‌ از همه‌ طبقات‌ و گروههای‌ اجتماعی‌ و در سراسر کشور اعم‌ از شهرها و روستاها، کارگران، کارمندان، کشاورزان، اصناف‌ و ... همه‌ و همه‌ چرخهای‌ اقتصادی‌ و اداری‌ کشور را از کار انداخته‌ و در مقابل‌ رژیم‌ تا دندان‌ مسلح‌ آن‌ هم‌ با دست‌ خالی‌ ایستادند و آن‌ را ساقط‌ کردند. مطالعات‌ بعدی‌ هم‌ نشان‌ داد که‌ حتی‌ بعد از پیروزی‌ انقلاب‌ که‌ زنجیرهای‌ استبداد و دیکتاتوری‌ گسسته‌ شده‌ و زمینه‌ مناسب‌ برای‌ ایجاد آگاهی‌ سیاسی‌ و مشارکت‌ توده‌های‌ مردم‌ فراهم‌ شده‌ بود به‌ تدریج‌ و به‌ علت‌ بی‌میلی‌ حاکمیتهای‌ بعد از انقلاب‌ اعم‌ از میانه‌روها و رادیکالها در دو انقلاب‌ فرانسه‌ و روسیه، این‌ مشارکت‌ رو به‌ کاهش‌ نهاده‌ است. تاریخ‌ و آمار مشارکت‌ مردم‌ در انتخابات‌ بعد از انقلاب‌ این‌ نظریه‌ را ثابت‌ می‌کند. در مقابل‌ توده‌های‌ ملت‌ ایران‌ بعد از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در انتخابات‌های‌ مکرر و پی‌ در پی‌ شرکت‌ کرده‌اند و حتی‌ در شرایط‌ بحرانی‌ و بمباران‌ شهرها هیچیک‌ از انتخابات‌ لازم‌ برای‌ تداوم‌ فعالیتهای‌ سیاسی‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ متوقف‌ نشده‌ یا به‌ تأخیر نیافتاد. در طول‌ ده‌ سال‌ گذشته‌ مردم‌ کشور ما در بیش‌ از بیست‌ انتخابات‌ (هشت‌ انتخاب‌ ریاست‌ جمهوری، پنج‌ انتخاب‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی، سه‌ انتخاب‌ مجلس‌ خبرگان، یک‌ انتخابات‌ نوع‌ حکومت، و دو انتخابات‌ رفراندوم‌ قانون‌ اساسی‌ و دو انتخابات‌ شوراهای‌ اسلامی) شرکت‌ کرده‌اند. آمار مشارکت‌ روزافزون‌ مردم‌ در این‌ انتخابات‌ چشمگیر و جالب‌ توجه‌ است. و از همه‌ مهمتر حضور همه‌ ساله‌ مردم‌ در اجتماعات‌ و تظاهرات‌ میلیونی‌ که‌ به‌ خاطر سالگرد انقلاب‌ صورت‌ می‌گیرد نشانه‌ حضور، بیداری‌ و حمایت‌ مردم‌ از انقلابشان‌ می‌باشد. ‌ ب‌ - رهبری‌
نقش‌ و شخصیت‌ رهبر به‌ ویژه‌ زمانی‌ روشن‌تر و برجسته‌تر می‌شود که‌ توسلات‌ ایدوئولوژیکی‌ گروههای‌ انقلابی‌ پراکنده‌ و غیر منسجم‌ باشد یا سازماندهی‌ آن‌ ضعیف‌ باشد در این‌ صورت‌ نقش‌ و اهمیت‌ رهبری‌ در پروسه‌ انقلابی‌ و در طول‌ زمان‌ توسعه‌ می‌یابد. از طرف‌ دیگر نقش‌ رهبران‌ انقلاب‌ را در سه‌ بعد مهم‌ می‌توان‌ مشاهده‌ کرد که‌ عبارت‌ است‌ از رهبر بعنوان‌ ایده‌ئولوگ‌ انقلاب، رهبر بعنوان‌ فرمانده‌ و نهایتاً‌ رهبر بعنوان‌ معمار نظام‌ بعد از پیروزی‌ انقلاب. در بررسی‌ و مقایسه‌ اجمالی‌ میان‌ نقش‌ رهبران‌ در سه‌ انقلاب‌ مورد بحث‌ مشاهده‌ خواهیم‌ کرد که‌ در این‌ رکن‌ از انقلاب‌ نیز مانند رکن‌ مردم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ دارای‌ قدرت، امتیازات‌ و ویژگیهایی‌ فوق‌العاده‌ و استثنایی‌ بوده‌ است‌ که‌ دو انقلاب‌ فرانسه‌ و روسیه‌ از آن‌ بی‌بهره‌ بوده‌اند. -1 در انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ رهبران‌ انقلاب‌ از طبقات‌ متوسط‌ و بالای‌ جامعه‌ بوده‌اند در حالیکه‌ در انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ رهبران‌ انقلاب‌ وابسته‌ و متعلق‌ به‌ طبقات‌ محروم‌ و فقیر جامعه‌ بوده‌اند. -2 در انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ به‌ ویژه‌ در انقلاب‌ روسیه‌ رهبران‌ مدافع‌ و نماینده‌ طبقه‌ای‌ بودند که‌ خود متعلق‌ به‌ آن‌ طبقه‌ نبودند در حالیکه‌ در انقلاب‌ اسلامی‌ رهبران‌ انقلاب‌ دقیقاً‌ مدافع‌ طبقه‌ای‌ بودند که‌ از آن‌ طبقه‌ برخاسته‌ بودند. -3 در انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ طبقه‌ روشنفکر و تحصیل‌ کرده‌ رهبری‌ انقلاب‌ را بر عهده‌ داشته‌ و اشراف‌ و روحانیون‌ نقش‌ ضد انقلاب‌ را داشتند در حالیکه‌ در انقلاب‌ اسلامی‌ رهبری‌ ضد انقلاب‌ را روشنفکران‌ وابسته‌ به‌ چپ و راست‌ بر عهده‌ داشتند. -4 در انقلاب‌ فرانسه‌ و روسیه‌ ما به‌ چهره‌ شاخصی‌ که‌ همه‌ ویژگیهای‌ سه‌ گانه‌ رهبری‌ را در خود جمع‌ داشته‌ و از نظر ارائه‌ ایدئولوژی، فرماندهی‌ انقلاب‌ و سازندگی‌ بعد از انقلاب‌ دارای‌ استعداد، نبوغ‌ و قدرتی‌ همچون‌ رهبری‌ در انقلاب‌ اسلامی‌ باشد برخورد نمی‌کنیم. در انقلاب‌ فرانسه‌ چهره‌هایی‌ مانند لافایت، روبسپیر، دوک‌ د. اورلئان‌ مطرح‌ هستند که‌ هیچکدام‌ رهبری‌ انقلاب‌ را در تمام‌ دوران‌ شکل‌گیری‌ و پیروزی‌ آن‌ بطور جامع‌ در دست‌ نداشتند. در انقلاب‌ روسیه‌ چهره‌ لنین‌ از چهره‌های‌ شاخص‌ و برجسته‌ تاریخ‌ این‌ انقلاب‌ می‌باشد وی‌ در واقع‌ دارای‌ امتیازات‌ و استعدادها و نبوغ‌ مشخصی‌ بود که‌ در جهت‌ به‌ مرحله‌ عمل‌ درآوردن‌ آنچه‌ را که‌ به‌ انقلاب‌ اکتبر 1917 معروف‌ است‌ نقش‌ اصلی‌ و محوری‌ داشت. در حالیکه‌ در سقوط‌ رژیم‌ رومانوفها در فوریه‌ همان‌ سال‌ مطلقاً‌ نقشی‌ نداشت‌ چهره‌هایی‌ مانند زینوویف، کامنف، استالین، تروتسکی‌ و کرنسکی‌ هم‌ از شهرت‌ ویژه‌ای‌ برخوردار هستند ولی‌ آنها هم‌ دخالتی‌ در سقوط‌ رژیم‌ نداشتند. در حقیقت‌ سقوط‌ رژیم‌ تزاری‌ در اثر یک‌ حرکت‌ خودجوش‌ و بدون‌ رهبری‌ صورت‌ گرفت. بطور خلاصه‌ مطالعات‌ ما نشان‌ می‌دهد نه‌ در انقلاب‌ فرانسه‌ و نه‌ در انقلاب‌ روسیه‌ به‌ چهره‌ای‌ با ویژگیهای‌ ایدئولوگ‌ و فرمانده‌ انقلاب‌ برخورد نمی‌کنیم‌ آنهایی‌ را که‌ نام‌ بردیم‌ هیچکدام‌ نه‌ ایدئولوگ‌ انقلاب‌ بودند و نه‌ فرمانده‌ آن‌ بلکه‌ سازندگان‌ و معماران‌ دولتهای‌ بعد از انقلاب‌ بودند. آنها اشخاصی‌ بودند که‌ بر اسب‌ سرکش‌ تحولات‌ بعد از سقوط‌ نظام‌ سوار شده‌ و در سیر تحولات‌ بعدی‌ اثر گذاردند. در حالیکه‌ در انقلاب‌ اسلامی‌ رهبر انقلاب‌ حضرت‌ امام‌ خمینی(ره) بویژه‌ با برخورداری‌ از جایگاه‌ مرجعیت‌ دینی‌ و با نبوغ، قدرت‌ و ویژگیهای‌ خاصی‌ که‌ داشتند که‌ در نوع‌ خود بی‌نظیر بود نقش‌ ایدئولوگ، فرمانده‌ و معماری‌ انقلاب‌ را به‌ نحو احسن‌ و در طول‌ ربع‌ قرن‌ از حیات‌ پربرکت‌ خود بر عهده‌ گرفته‌ و ایفأ کردند. ‌ ‌ج‌ - ایدئولوژی‌
با توجه‌ به‌ اینکه‌ تنها عامل‌ مشروعیت‌ و انسجام‌ در جامعه‌ و نظام‌ قبلی‌ در هر سه‌ کشور نهادهای‌ پادشاهی‌ بوده‌ که‌ در موقعیت‌ انقلابی‌ بی‌اعتبار شده‌ بودند بنابراین‌ ایدئولوژیهای‌ انقلاب‌ مطرح‌ می‌شوند تا آنکه‌ تجدید بنا و اعمال‌ قدرت‌ دولتی‌ را بر مبنای‌ جدیدی‌ توجیه‌ و استدلال‌ کنند. ضمناً‌ مکاتب‌ مطرح‌ شده‌ به‌ نخبگان‌ انقلابی‌ کمک‌ می‌کند تا انسجام‌ و تشکل‌ لازم‌ را برای‌ حرکت‌ توده‌ها در جهت‌ مبارزات‌ و فعالیتهای‌ سیاسی‌ تحقق‌ بخشند. با بررسی‌ اجمالی‌ از ایدئولوژیهای‌ حاکم‌ بر انقلابهای‌ مورد نظر درمی‌یابیم‌ در حالی‌ که‌ مکتبهای‌ لیبرالیسم‌ و مارکسیسم‌ در فرانسه‌ و روسیه‌ با برداشتهای‌ مادی‌ خود افق‌ محدودی‌ را برای‌ پیروان‌ خود در همین‌ دنیا و تنها از یک‌ زاویه‌ فراهم‌ می‌کردند، نقش‌ مهمی‌ هم‌ در ایجاد انگیزه‌ لازم‌ در براندازی‌ رژیمهای‌ پادشاهی‌ فرانسه‌ و روسیه‌ نداشته‌اند و حتی‌ در پیاده‌ کردن‌ ارزشها و معیارهای‌ خود بعد از سقوط‌ نظامهای‌ مطرود با مشکل‌ مواجه‌ شده‌ و الزاماً‌ تغییرات‌ زیادی‌ بر نظریات‌ تئوریکی‌ خود اعمال‌ کردند. از طرف‌ دیگر هر دو مکتب‌ برای‌ مردم‌ فرانسه‌ و روسیه‌ نامأنوس‌ بود و با بنیانهای‌ عقیدتی‌ عامه‌ مردم‌ که‌ غالباً‌ مذهبی‌ بود در تعارض‌ بود لذا این‌ ایدئولوژیها هرگز نتوانستند خمیرمایه‌ لازم‌ را در ایجاد تشکل، انسجام، و وحدت‌ اقشار و توده‌های‌ جوامع‌ خود فراهم‌ کنند و تنها به‌ عنوان‌ ایدئولوژی‌ طبقه‌ خاص‌ روشنفکر و با تعابیر متفاوت‌ باقی‌ ماندند.
در حالی‌ که‌ مکتب‌ اسلام‌ که‌ از 1400 سال‌ قبل‌ به‌ ایران‌ وارد شده‌ بود و با مردم‌ مأنوس‌ بوده‌ و قاطبه‌ مردم‌ به‌ آن‌ اعتقاد داشته‌ و با آن‌ زیست‌ کرده‌ و در تاروپود زندگی‌ آنها نفوذ و رسوخ‌ کرده‌ بود و با توجه‌ به‌ جهان‌بینی‌ الهی‌ افق‌ بسیار وسیعی‌ برای‌ پیروان‌ خود فراهم‌ کرده‌ علاوه‌ بر آنکه‌ سعادت‌ اخروی‌ را نوید می‌داد برای‌ همین‌ دوره‌ کوتاه‌ زندگی‌ در این‌ دنیا نیز دستورالعملها و راهنماییهای‌ لازم‌ برای‌ امور روزمره‌ زندگی‌ فردی‌ و اجتماعی‌ و اداره‌ جامعه‌ در جهت‌ تامین‌ سعادت‌ دنیوی‌ فراهم‌ کرده‌ بود و در مقایسه‌ با دو مکتب‌ دیگر از عظمت‌ ویژه‌ای‌ برخوردار است. بویژه‌ آنکه‌ در مکتب‌ تشیع‌ با برخورداری‌ از جوهره‌های‌ لازم‌ انقلابی‌ زمینه‌های‌ کاملاً‌ مساعدی‌ برای‌ بهره‌مندی‌ از یک‌ مکتب‌ قدرتمند در پروسه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در ایران‌ فراهم‌بود.
انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ نه‌ تنها برعلیه‌ دولت‌ بلکه‌ برعلیه‌ روحانیت‌ و کلیسا بود. کلیسا در فرانسه‌ فرانسوی‌ شده، از حیطه‌ اقتدار پاپ‌ در واتیکان‌ خارج‌ گردید و در روسیه‌ مطرود و مقهور شد در حالی‌ که‌ در انقلاب‌ اسلامی‌ تمام‌ روحانیت‌ شیعه‌ برعلیه‌ دولت‌ قیام‌ کرد و انقلاب‌ را رهبری‌ نمود. موفقیت‌ ایدئولوژی‌ انقلابی‌ اسلام‌ همچون‌ امری‌ ارزشمند و علامت‌ ممیزه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در ایران‌ بود. این‌ ایدئولوژی‌ پاسخی‌ قدرتمند به‌ خواسته‌های‌ سیاسی‌ شده‌ معاصر و در عین‌ حال‌ مأیوس‌ شده‌ از مکاتب‌ مادی‌ بود. این‌ ایدئولوژی‌ در عین‌ بهره‌برداری‌ از همه‌ امتیازات‌ تکنولوژیکی‌ و تجربه‌ نهضتهای‌ ایدئولوژیکی‌ و سیاسی‌ غرب‌ به‌ کار گرفته‌ شد. به‌ عبارت‌ دیگر این‌ ایدئولوژی‌ امتیاز قابل‌ توجهی‌ بر کمونیسم‌ که‌ با مذهب‌ در تعارض‌ است، داشت. به‌ جای‌ اینکه‌ یک‌ جایگزینی‌ جدیدی‌ برای‌ مذهب‌ خلق‌ کند همان‌ طور که‌ کمونیستها کردند، انقلاب‌ اسلامی‌ مذهب‌ پرتلاش‌ و تهاجمی‌ را که‌ وجود داشت‌ به‌ کار گرفته‌ و با ابزار ایدئولوژیکی‌ مورد نیاز برای‌ جنگ‌ در صحنه‌ سیاست‌ مردمی‌ مجهز گردید. با این‌ عمل‌ آنها کمک‌ بزرگی‌ و ممتازی‌ به‌ تاریخ‌ جهان‌ کردند. بنا به‌ گفته‌ زاگورین، نویسنده‌ آمریکایی، اگر امروز کسی‌ بپرسد که‌ در تئوری‌ انقلاب‌ مارکس‌ چه‌ چیزی‌ معتبر و چه‌ چیز بی‌اعتبار می‌باشد، جواب‌ باید این‌ باشد که‌ آن‌ تئوری‌ دیگر به‌ گذشته‌ و تاریخ‌ تعلق‌ دارد. عدم‌ تناسب‌ نظریه‌ مارکس‌ آنگاه‌ آشکار شد که‌ برخلاف‌ پیش‌بینی‌ مارکس‌ انقلابها در پیشرفته‌ترین‌ کشورهای‌ غربی‌ تحقق‌ نیافت‌ و در عوض‌ سوسیالیسم‌ در عقب‌ افتاده‌ترین‌ جوامع‌ کشاورزی‌ روسیه‌ و چین‌ به‌ مرحله‌ اجرا درآمد. با رشد تحقیق‌ روی‌ بسیاری‌ از انقلابها این‌ امر به‌ اثبات‌ رسید که‌ مدل‌ مارکس‌ به‌ خاطر ساده‌انگاری‌ بیش‌ از حد آن‌ غیر قابل‌ بهره‌برداری‌ است‌ و در حقیقت‌ مانعی‌ برای‌ درک‌ بیشتر انقلابها است.(9)
بدین‌ ترتیب‌ ملاحظه‌ می‌گردد که‌ رمز پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را تنها می‌توان‌ در عظمت‌ و مدیریت‌ و میزان‌ اعمال‌ گسترده‌ سه‌ رکن‌ انقلاب‌ یعنی‌ مردم، رهبری‌ و مکتب‌ جستجو کرد که‌ توانست‌ برخلاف‌ پیش‌بینیها و محاسبات‌ تحلیل‌گران‌ و حیرت‌ جهانیان‌ نظام‌ قدرتمند و کهن‌ شاهنشاهی‌ را به‌ زانو درآورده‌ و آن‌ را سرنگون‌ سازد. پیروزی‌ انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ نه‌ ناشی‌ از انسجام، استحکام، و قدرت‌ نیروهای‌ انقلابی‌ بوده‌ است‌ بلکه‌ به‌ خاطر ضعف‌ بنیادین‌ رژیمهای‌ حاکم‌ بود که‌ ساختار حکومتی‌ را شدیداً‌ پوسانده‌ و بحرانهای‌ نظامی‌ اقتصادی‌ و فشارهای‌ بین‌المللی‌ این‌ ضعیف‌ را تشدید کرده‌ بودند به‌ طوریکه‌ سقوط‌ نظام‌ سیاسی‌ را امری‌ اجتناب‌ناپذیر ساخت. در واقع‌ گروههای‌ اجتماعی‌ رقیب‌ در جو ناشی‌ از خلأ قدرت‌ و حاکمیت‌ سیاسی‌ به‌ عنوان‌ و وارثان‌ نظام‌ از هم‌ پاشیده‌ و دور از صحنه‌ شده‌ و به‌ عنوان‌ نیروهای‌ انقلابی‌ به‌ تلاش‌ و رقابت‌ برخاسته‌ و قدرت‌ را به‌ دست‌ گرفتند. بر اساس‌ همین‌ مقایسه‌ها است‌ که‌ ملاحظه‌ می‌گردد که‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در مقایسه‌ با انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ از عظمت‌ به‌ مراتب‌ بیشتری‌ برخوردار است.
پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ بیشتر در کانونهای‌ سیاسی‌ و دانشگاهی‌ موجب‌ حیرت‌ شد که‌ بر اساس‌ مطالعات‌ خود از انقلابهای‌ گذشته‌ هرگز نمی‌توانستند تصور کنند که‌ چنین‌ حادثه‌ای‌ در ایران‌ اتفاق‌ افتد. مطالعات‌ سازمانهای‌ اطلاعاتی‌ آمریکاCIA وDIA چهار ماه‌ قبل‌ از سقوط‌ رژیم‌ شاه‌ به‌ این‌ جمع‌بندی‌ رسیده‌ بود که‌ ایران‌ نه‌ در شرایط‌ انقلابی‌ و نه‌ پیش‌ از انقلاب‌ است‌ و برای‌ ده‌ سال‌ آینده‌ رژیم‌ شاه‌ پابرجا است.
تداسکاچیل‌ در این‌ زمینه‌ می‌گوید:
«سقوط‌ رژیم‌ شاه، آغاز نهضت‌ انقلابی‌ ایران‌ مابین‌ 1977 تا 1979، به‌ عنوان‌ یک‌ شگفتی‌ ناگهانی‌ برای‌ ناظرین‌ خارجی‌ اعم‌ از دوستان‌ شاه‌ تا روزنامه‌نگاران‌ و دانشمندان‌ علوم‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ از جمله‌ آنهایی‌ که‌ همچون‌ من‌ به‌ اصطلاح‌ از کارشناسان‌ انقلابهای‌ هستیم، بود. همه‌ ما حوادث‌ انقلاب‌ را با حیرات‌ و ناباوری‌ نظاره‌ می‌کردیم. بالاتر از همه‌ انقلاب‌ ایران‌ پدیده‌ای‌ کاملاً‌ خلاف‌ قاعده‌ و طبیعت‌ بود. این‌ انقلاب‌ محققاً‌ یک‌ انقلاب‌ اجتماعی‌ است. معذالک‌ پروسه‌ انقلاب‌ مخصوصاً‌ حوادثی‌ که‌ منجر به‌ سقوط‌ شاه‌ بود، علتهایی‌ را که‌ در مطالعه‌ تطبیقی‌ خود از انقلابهای‌ فرانسه، روسیه‌ و چین‌ مطرح‌ کرده‌ بود، زیر سئوال‌ برد. انقلاب‌ ایران‌ آشکارا آن‌ قدر مردمی‌ بود و آن‌ قدر روابط‌ اساسی‌ و پایه‌ فرهنگی‌ - اجتماعی‌ و اقتصادی‌ - اجتماعی‌ را در ایران‌ تغییر داد که‌ حقیقتاً‌ از نمونه‌ انقلابهای‌ اجتماعی‌ - تاریخی‌ بزرگ‌ می‌باشد.»(10)
اینک‌ این‌ سئوال‌ مطرح‌ می‌گردد که‌ اگر انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ را انقلابهای‌ کبیر بنامیم، انقلاب‌ اسلامی‌ را چه‌ بنامیم‌ و اگر انقلاب‌ اسلامی، انقلابی‌ واقعی‌ و تمام‌ عیار است، آنچه‌ را که‌ در فرانسه‌ و روسیه‌ رخ‌ داده‌ است‌ چه‌ باید نامید؟ به‌ همین‌ جهت‌ است‌ که‌ گفته‌ اسکاچیل‌ صدق‌ می‌کند که‌ انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ آمدند و ساخته‌ نشدند ولی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ نیامد بلکه‌ با توجه‌ به‌ شرایط‌ موجود ساخته‌ شد آن‌ هم‌ نه‌ به‌ سادگی‌ بلکه‌ با تجهیز همه‌ امکانات‌ مردمی‌ سراسر کشور و از همه‌ اقشار و طبقات‌ اجتماعی‌ و با رهبری‌ قوی‌ و پرداخت‌ بهایی‌ گزاف‌ که‌ همانا قربانی‌ کردن‌ چند صد هزار انسانهای‌ عاشق‌ انقلاب‌ بود، و به‌ همین‌ دلیل‌ بوده‌ که‌ ظهور پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ حیرت‌ و شگفتی‌ همگان‌ بر برانگیخت. و به‌ یقین‌ می‌توان‌ ادعا کرد که‌ انقلاب‌ اسلامی‌ انقلابی‌ بی‌نظیر در تاریخ‌ بشریت‌ می‌باشد.
‌‌پی‌نوشتها:
?. از جمله‌ انقلابهای‌ موفق‌ می‌توان‌ از انقلاب‌ 1789 فرانسه، 1917 روسیه، 1949 چین، 1959 کوبا و 1979 و ایران‌ نام‌ برد.
?. دوک‌ داورلئان‌ (نایب‌السلطنه) در 1715 در این‌ زمینه‌ می‌گوید "دیناری‌ وجه‌ نقد در خزاین‌ سلطنتی‌ و صندوقهای‌ عایدات‌ نداریم‌ که‌ لازمترین‌ مصارف‌ را بتوان‌ پرداخت‌ چون‌ به‌ امور مالی‌ رسیدگی‌ می‌کنم، می‌بینم‌ خالصجات‌ دولتی‌ فروخته‌ شده، عواید دولتی‌ تقریباً‌ معدوم‌ گردیده‌ و عایدات‌ عادی‌ نیز بعنوان‌ مساعده‌ به‌ مصرف‌ رسیده‌ و انواع‌ و اقسام‌ اسناد تعهدآور مالی‌ دولتی‌ در دست‌ مردم‌ است‌ که‌ به‌ مبالغ‌ هنگفت‌ بالغ‌ شده‌ و حتی‌ محاسبه‌ و تعیین‌ میزان‌ آن‌ نیز از امکان‌ خارج‌ است." (آلبرماله‌ و ژوال‌ ایزاک، "تاریخ‌ قرن‌ هیجدهم‌ و انقلاب‌ فرانسه"/ جلداول/ انتشارات‌ ابن‌سینا/ ص‌ 9)
?. برای‌ مطالعه‌ بیشتر در این‌ زمینه‌ به‌ کتاب‌ انقلاب‌ ناتمام‌ روسیه‌ نوشته‌ ایزاک‌ دویچر همچنین‌ کتاب‌ تاریخ‌ روسیه‌ شوروی/ انتشارات‌ بیگوند/ جلد اول‌ مراجعه‌ کنید.
?. برای‌ مطالعه‌ بیشتر در این‌ زمینه‌ به‌ کتاب‌ مقایسه‌ سه‌ انقلاب‌ فرانسه، روسیه‌ و ایران‌ نوشته‌ نگارنده‌ مراجعه‌ کنید.
?. کاترین‌ چورلی‌ در سال‌ 1943 با یقین‌ ادعا می‌کند "زمانی‌ که‌ ارتشی‌ همه‌ قدرتهای‌ خود را در مقابل‌ خیزش‌ یا شورش‌ به‌ کار گیرد، هیچ‌ انقلابی‌ به‌ پیروزی‌ نخواهد رسد." به‌ نقل‌ از
Theda Skicpol, "Rentior State and Shia Ialam in the Iranian Revelution" Theory Society. USA, 284 ,2893 Voi, 11 NO1
Detence.
?. تدا اسکاچیل‌ نویسنده‌ آمریکائی‌ بعد از مطالعات‌ تطبیقی‌ خود از انقلابهای‌ فرانسه‌ و روسیه‌ و چنی‌ این‌ طور نتیجه‌گیری‌ می‌کند: فرانسه، روسیه‌ و چین‌ قبل‌ از انقلاب‌ امپراتوری‌هائی‌ تأسیس‌ کرده‌ که‌ ظرفیت‌ لازم‌ برای‌ حفظ‌ برتری‌ خود و طبقه‌ حاکم‌ را در قبال‌ شورشهای‌ احتمالی‌ از پایین‌ داشت. بنابر این‌ قبل‌ از آنکه‌ انقلاب‌ اجتماعی‌ بتواند صورت‌ گیرد می‌بایست‌ قدرت‌ نظامی‌ و اجرایی‌ این‌ دولتها از هم‌ پاشیده‌ شده‌ باشد. زمانی‌ که‌ انقلاب‌ در فرانسه‌ 1789، روسیه‌ 1917، و در چین‌ 1948 اتفاق‌ افتاده‌ به‌ این‌ خاطر نبود که‌ اقدامات‌ عالمانه‌ و از روی‌ قصدی‌ در جهت‌ چنین‌ هدفی‌ از طرف‌ انقلابیون‌ یا گروههای‌ قدرتمند سیاسی‌ در دوران‌ رژیم‌ سابق‌ صورت‌ گرفته‌ باشد بلکه‌ بحرانهای‌ سیاسی‌ انقلابی‌ در اثر از هم‌ پاشیدگی‌ نظامی‌ و اداری‌ بروز می‌کند و آن‌ هم‌ زمانی‌ ظاهر می‌شود که‌ دولتهای‌ امپراطوری‌ تحت‌ فشارهای‌ متعدد از قبیل‌ رقابتهای‌ فشرده‌ نظامی، با اعمال‌ نفوذهای‌ از خارج، نارساییهای‌ نهادهای‌ سیاسی‌ گرفتار می‌شوند و از آنجا که‌ ساختارهای‌ موجود برای‌ آنهاتحمل‌ فشارهای‌ نظامی‌ و بین‌المللی‌ را در قبال‌ این‌ بحرانهای‌ انقلابی‌ غیرممکن‌ می‌ساخت، در برابر بحران‌ شکننده‌ بودند.
او ادامه‌ می‌دهد که: «روند و حاصل‌ انقلابهای‌ اجتماعی‌ در کشورهای‌ وابسته‌ تحت‌ شرایطی‌ شکل‌ می‌گیرد که‌ نه‌ تنها به‌ خاطر تقاضا برای‌ دفاع‌ نظامی‌ و ادعای‌ در قبال‌ تهاجمات‌ بالقوه‌ و بالفعل‌ خارجی‌ می‌باشد، بلکه‌ همچنین‌ تحت‌ تأثیر کمکهای‌ مستقیم‌ نظامی‌ و اقتصادی‌ از خارج‌ خواهد بود. اغلب‌ چنین‌ کمکی‌ به‌ قهرمانان‌ انقلابی‌ پیروز در حال‌ ظهور توسط‌ قدرتهای‌ عمده‌ خارجی‌ که‌ علاقمند به‌ نفوذ در شکل‌گیری‌ و سیاستهای‌ رژیمهای‌ جدید هستند صورت‌ می‌گیرد»
28Ibid, P.
?. روبسپیر در این‌ زمینه‌ بیان‌ جالبی‌ دارد که‌ نقل‌ آن‌ مفید است. "تقریباً‌ در همه‌ کشورهای‌ اروپایی‌ سه‌ مرکز قدرت‌ وجود دارد. پادشاهی، اشراف‌ و مردم‌ که‌ البته‌ مردم‌ فاقد قدرت‌ هستند تحت‌ چنین‌ شرایطی‌ یک‌ انقلاب‌ تنها در نتیجه‌ یک‌ پروسه‌ تدریجی‌ می‌تواند به‌ وجود آید. آن‌ پروسه‌ با نجبأ، روحانیون‌ و ثروتمندانی‌ شروع‌ می‌شود که‌ توسط‌ مردم‌ محروم‌ مورد حمایت‌ قرار می‌گیرند آنهم‌ زمانی‌ که‌ منافع‌ آنها در مقاومت‌ با قدرت‌ مسلط‌ که‌ همان‌ نظام‌ پادشاهی‌ است‌ بهم‌ تلاقی‌ می‌کند بنابراین‌ و بدین‌ علت‌ بود که‌ در فرانسه‌ قضات، نجبأ، روحانیون‌ و ثروتمندان‌ انگیزه‌ و حرکت‌ اصلی‌ را به‌ انقلاب‌ دادند و مردم‌ بعداً‌ در صحنه‌ ظاهر شدند کسانی‌ که‌ اولین‌ حرکت‌ را شروع‌ کردند دیرزمانی‌ است‌ که‌ توبه‌ کرده‌اند یا حداقل‌ آرزو داشتند که‌ می‌توانستند انقلاب‌ را متوقف‌ کنند زمانی‌ که‌ دیدند مردم‌ ممکن‌ است‌ حاکمیت‌ خود را بدست‌ آوروند ولی‌ در واقع‌ آنها بودند که‌ انقلاب‌ را آغاز کردند بدون‌ مقاومت‌ و محاسبات‌ غلطشان‌ هنوز ملت‌ هم‌ می‌بایست‌ تحت‌ سلطه‌ استبداد باشد.
.137illing, New York, 5691, P. zAlfred cobban "A History of Modern Frence". Goerge Bra
. تروتسکی‌ اعتراف‌ می‌کند که‌ "اغراق‌ نیست‌ اگر بگوییم‌ که‌ انقلاب‌ فوریه‌ توسط‌ پتروگراد تحقق‌ یافت‌ و بقیه‌ مملکت‌ از آن‌ تابعیت‌ و پیروی‌ کردند. مبارزه‌ در جای‌ دیگر به‌ جز پتروگراد نبود... انقلاب‌ با حرکت‌ و ابتکار و قدرت‌ یک‌ شهر صورت‌ گرفت‌ که‌ حداکثر یک‌ هفتاد و پنجم‌ جمعیت‌ کشور را تشکیل‌ می‌داد. تمام‌ کشور در مقابل‌ عمل‌ انجام‌ شده‌ای‌ قرار گرفت."
 47949, P. 1T.H.Green, "Comparative Revelutionary Movements, Prentice- Hall, New Jersey bUSA,
:88 Zagorin, Theories of Revelution of Contemporary Historigraphy, Political Science Quarterly, . .37934, P. 1March




طبقه بندی: انقلاب اسلامی ،احیای تمدن اسلامی،
برچسب ها: انقلاب اسلامی، احیای تمدن اسلامی،
[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]

 

۱.پنهان کاری                      ۲.حمله و انهدام                ۳.انگ زنی(بر چسب زدن)

۴.کوچک شمردن                 ۵.توازن نادرست                ۶.دروغ پردازی و شایعه سازی

۷.فرض و تصور پیشگیرانه    

رسانه ها به دو گروه دیداری و شنیداری تقسیم می شوند.جنگ رسانه ای ابزاری می باشد که تنها در زمان جنگ فعال نبوده بلکه در زمان صلح نیز از آن ها برای تضعیف کشور بهره برداری می کنند مثل رادیو٬مطبوعات٬خبر گزاری ها٬تلویزیون٬ماهواره٬اینترنت و... .استکبار جهانی با راه اندازی روز نامه و شبکه های رادیویی وتلویزیونی مختلف سعی می کند اعتقادات دینی جوانان را تضعیف کند.واضح است که جنگ رسانه ای از برجسته ترین موءلفه های جنگ نرم جنگ های مدرن در جهان کنونی محسوب می شود.رسانه ها در هر شرایطی اعم از جنگ سخت و نیمه سخت ونرم و هوشمند همواره کار امد ترین و از اثر گذار ترین حربه ها هستند و شکست و پیروزی تا حدودی در گرو بهره گیری از آن است.

به طور خلاصه:

فرماندهان جنگ رسانه ای:استراتژیست های عملیات روانی و متخصصان تبلیغاتی و کار گزاران رسانه ای بین المللی.

سربازان جنگ رسانه ای:نویسندگان٬خبر نگاران٬مفسران٬تصویر برداران٬کار گردانان٬عکاسان و... .

سلاح و تجهیزات جنگ رسانه ای:رادیو٬تلویزیون٬اینتر نت٬ماهواره٬خبر گذاری ها٬دوربین ها٬دستگاه های چاپ و نشر٬کاغذ و قلم و ... .(ماهنامه فرهنگیان بسیجی شماره٢۵)



ادامه مطلب

طبقه بندی: انقلاب اسلامی ،جنگ سخت و نرم بیگانگان و عبور موفقیت آمیز ملت از آنها،
برچسب ها: انقلاب اسلامی وجنگ سخت و نرم بیگانگان و عبور موفقیت آمیز ملت از آنها،
[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 07:17 ق.ظ ] [ حسین رضایی ]
اقتباس از سایت: rasekhoon.net
در این مقاله نگارنده ضمن تبیین مبانی جنبش نرم‌افزاری و راهکارهای آن ، این جنبش را ضرورتی غیرقابل انکار برای توسعه کشور میداند .
1- ماهیت و گستره جنبش نرم افزاری
هر تمدنی از نرم افزار و سخت افزار تشکیل می شود. مراد از سخت افزار همان ساختارهای اجتماعی و محصولاتی است که به دنبال تحقق آن ساختارها پدید می آیند. این محصولات اعم از محصولات دقیق که ابزار آزمایشگاهی هستند، ابزار تولید و سپس محصولات مصرفی می باشد. ما اینگونه از رهاوردهای تمدنی را سخت افزار می نامیم، اما نرم افزارها نظام مفاهیمی هستند که پشتوانه تولید این سخت افزارها می باشند و اینها نیز طبقات مختلفی دارند؛ مفاهیم بنیادین مثل فلسفه منطق و منطق، مفاهیم تخصصی همچون علوم مختلف ریاضی، تجربی و انسانی و بالاخره مفاهیم اجتماعی و عمومی که بر مفاهیم تخصصی تکیه دارند، همگی در زمره نرم افزارها به شمار می آیند.
روبنایی ترین شکل نرم افزار آن چیزی است که امروزه هدایت و کنترل ابزارهای علمی مثل رایانه را بر دوش گرفته اند، اما نرم افزار مفهومی بسیار گسترده تر از این موارد جزئی دارد؛ به زعم ما مفاهیم تخصصی هم عمیق ترین لایه نرم افزارها نیستند، بلکه آنها نیز مستند به متدها و متدها نیز متکی بر فلسفه های متد که آنها متدها را سامان می دهند، هستند.
با توجه به وسعتی که مفهوم «نرم افزار» دارد، انقلاب اسلامی ایران زمانی در جهت تولیدنرم افزار قرار خواهد گرفت که در مسیر ایجاد نهضت عظیم اجتماعی قدم بردارد. اینکه انتظار داشته باشیم معدودی از اندیشمندان بتوانند چنین تحول بدیع و گسترده ای را در جامعه به وجود آورند معقول به نظر نمی رسد، تولید مفاهیم بنیادین و رشته های تخصصی و فوق تخصصی در همه ساحت های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بشر نیازمند نهضت اجتماعی و سازمانی است که از آن می توان به عنوان «انقلاب فرهنگی» با «جنبش نرم افزاری» یاد کرد. «جنبش نرم افزاری» کلمه حقی است که از سوی رهبر فرزانه نظام جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) ابراز گردیده و حاکی از آن است که ایشان قصد دارند تا کشتی انقلاب اسلامی را در این مسیر سکانداری نمایند.
2- پیش بایسته های جنبش نرم افزاری
برای ایجاد نهضت نرم افزاری باید نگاه های تازه ای در زمینه های گوناگون دین شناسی، شناخت شناسی و تاریخ شناسی پدید بیاید.
اولاً: باید بدانیم همه چهره های حیات بشر که در آنها اراده و فاعلیت او حضور دارد، صحنه تقابل حق و باطل است، از این رو انسان در جز جزء زندگی فردی و اجتماعی مضطر به ولایت الهیه و قواعد دینی می باشد. طبعاً با این درک حداکثری از دین، نهضت نرم افزاری در راستای تعبد بیشتر به وحی و گسترش مرز پرستش خداوند معنا پیدا می کند.
ثانیاً: همگان باید به این نتیجه برسند که علم از سنخ کشف واقعیات نیست، بلکه پدیده ای تولید شدنی است که از نظام نیازمندهای انسان متأثر می گردد، در نتیجه، علم در مرحله نخست متصف به حقانیت و بطلان می شود نه به صدق و کذب. بنابراین با ایجاد تحولاتی باید نسبت به تولید علوم حق و الهی اهتمام ورزید.
ثالثاً: ما باید فلسفه تاریخ اسلامی طراحی کنیم. اگر به چگونگی تحولات تاریخ و مراحل آن واقف نباشیم و جایگاه هر یک از دو جبهه تاریخی حق و باطل را در آن تبیین نکنیم، در برنامه ریزی های اجتماعی و سیاسی، موضع گیری فعال و واقع بینانه ای نخواهیم داشت. فلسفه تاریخ به ما نشان می دهد که توان ما در این برهه از تاریخ چه میزان است و نهضت فکری ما برای تحقق تمدن اسلامی چه کیفیت و سمت و سویی باید داشته باشد.
3-ضرورت تحقق جنبش نرم افزاری
اگر ما معتقد به دین حداکثر هستیم و نمی خواهیم که در هیچ ضلعی از زندگی خود به کفر یا شرک مبتلا شویم، باید به تولید مفاهیم مختلف در راستای توسعه تعبد به وحی بپردازیم. پرستش خداوند علاوه بر علوم انسانی باید به علوم پایه و علوم نظری محض نیز تسری پیدا کند و در آن فضاها نیز نفس پرستی و انسان پرستی مطرود گردد. از این منظر جنبش نرم افزاری به مثابه حرکتی در طریق تکامل پرستش ضرورتی انکارنشدنی پیدا می کند.
درحال حاضر علوم غربی که سازوکار پرستش مادی هستند و متکی بر فلسفه های حسی می باشد، از مرزهای جوامع اسلامی گذر کرده و زندگی مسلمانان را تحت تاثیر قرارداده و به تدریج می رود تا آنها را به کام تمدن غرب فرو بفرستد. ما برای اینکه مسلمانان را از سایه سنگین تمدن ضد دینی غرب رهایی بخشیم باید نرم افزارهایی تولید کنیم که آموزه های قدسی اسلام را در عینیت جاری سازد و مدل اداره جدیدی برای بشر تعریف کند. چنانچه ما معادلات کاربردی ارایه دهیم که بتواند کیفیت را بر پایه فرهنگ اسلامی به کمیت تبدیل نماید، بدون تردید نظام اسلامی از اتهام ناکارآمدی در کنترل عینیت مبرا گشته و همچنین موازنه قدرت در جهان به نفع مذهب بیش از پیش دگرگون خواهد شد.
4-راهکار تحقق جنبش نرم افزاری
تحقق جنبش نرم افزاری متوقف بر تولید فلسفه منطق است. فلسفه منطق، فلسفه ای است که شالوده منطق شامل را بنیان می گذارد و مبنای هماهنگ سازی عرصه های مختلف معرفتی می گردد.
ما اگر به دنبال برنامه ریزی اجتماعی برپایه قوانین وحیانی هستیم، به تعامل سه حوزه معرفت دینی، فهم کاربردی و فهم اجرایی نیازمندیم و اگر برنامه ریزی عینی مستند به این سه مهم است باید در هماهنگ ساختن آنها بکوشیم. چنانچه منطق هایی که مبنای پیدایش این سه فهم هستند به تعامل و هماهنگی نرسند در محصولات آنها نیز هماهنگی اتفاق نمی افتد، بنابراین ما باید منطق عامی بسازیم که منطق ها را در سه حوزه به تعامل و همکاری وادارد: اول اینکه باید روش فهم معارف دینی را بر پایه حجیت سامان دهد، دوم اینکه اسلامیت معادلات کاربردی را تمام کند و سوم اینکه قواعد دینی را در فهم اجرایی جاری نماید. اگر این هماهنگی پدید بیاید مفاهیم کاربردی و معارف دینی مؤید یکدیگر خواهند بود، همچنانکه میان این دو و مفاهیم اجرایی تناسب و همکاری برقرار می شود.
باتوجه به این مهم به نظر می رسد فلسفه منطق و سپس منطق عامی که متدها و روشهای زیرمجموعه خود را در مسیر پرستش خداوند متعال هماهنگ نماید. همان گمشده ای است که با یافتن آن «نهضت نرم افزاری» سرآغازی روشن پیدا می کند.
از این مرحله به بعد باید به دنبال تولید شبکه تحقیقات باشیم؛ شبکه ای که همه گمانه ها، گزینش ها و پردازش های اجتماعی را هماهنگ نماید و سو و جهت واحدی را بر تحقیقات اجتماعی حاکم گرداند.
شبکه تحقیقات، همه تحقیقات صورت گرفته در حوزه های تفقه دینی، علوم کاربردی و علوم نظری را بعد همدیگر قرار می دهد. یعنی سخنی که در علوم نظری یا در علوم کاربردی گفته می شود، بعد تفقه می شود کمااینکه تفقه بعد آنها شده و آنها را قید زده است، این امر به گونه ای است که در برنامه ریزی اجتماعی، این ابعاد درهم تنیده و تفکیک ناپذیر می باشند؛ همانند نقطه ای در درون یک مکعب که در آن نقطه، طول و عرض و ارتفاع درهم پیچیده و غیرقابل انفکاک هستند.
5- موانع تحقق جنبش نرم افزاری
مهم ترین مانعی که تحقق جنش نرم افزاری را نامیسر می سازد، حداقلی پنداشتن حوزه اضطرار به دین یا نظارتی شمردن رسالت وحی است. اگر دین را از حضور سعادت آفرین خود در عرصه اجتماعی و ساحت ذهن و حس بشر بازداریم آنگاه به جای جنبش نرم افزاری به تقلید از دست یافته های تمدن مادی غرب مشغول خواهیم شد.
مانع دیگر بر سر راه تحقق نهضت نرم افزاری پیروی از فلسفه یونان باستان است. آن فلسفه اضافه بر اینکه قادر نیست قواعد کنترل شدن و تغییر را در عینیت ارایه دهد به لحاظ منطقی نیز به معارف وحیانی مستند نگشته است.
مانع سوم مانع معرفت شناسانه است. از معرفت شناسی انتزاعی که اکنون گریبانگیر دانشمندان ما شده است، هیچ گاه شبکه تحقیقات ساخته نمی شود. همینطور اگر علم را به کشف عالم واقع، تعبیر کنیم مقوله علم دینی منتفی می گردد و در نتیجه تحول علمی در کشور نه به تولید نرم افزار علمی بر پایه اسلام، بلکه به این تفسیر می شود که از تولیدات تمدن غرب کمال استفاده را کنیم و تلاش نماییم که خویشتن را به کاروان علمی دنیا رسانده و حتی از آنها جلوتر بیفتیم! مع الاسف این موانع بنیادی در جامعه ما تاحدودی نهادینه شده است و لکن امیدواریم که با ایجاد نهضت بزرگ اجتماعی موانع را پس بزنیم و به نرم افزارهایی دست پیدا کنیم که زمینه ساز ظهور تمدن نوین اسلامی با محوریت ولایت ا... باشد. انشاءا…




طبقه بندی: انقلاب اسلامی تولید علم جنبش نرم افزاری و احیائ تمدن اسلامی،
برچسب ها: انقلاب اسلامی، تولید علم و جنبش نرم افزاری،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 11:15 ق.ظ ] [ حسین رضایی ]

ضرورت نگارش این مقاله و انتخاب این موضوع، تبین نظرگاه و دید اسلام به عنوان مکتب رهایی‌بخش بشر به مقوله علم و دانش و اثبات داعیه دین و رهبران دین، در داشتن نگاه عقلی و علمی به هستی، آدم و عالم است، که رمز تسخیر طبیعتی که خدا آن را مسخر انسان می‌داند، در مقوله علم و دانایی است. هدف نگارنده بیشتر ارائه نظرگاهی معتدل، متین و قانونمند از این نظرگاه، جهت دستیابی به منش و جهان‌بینی جهان شمول، علمی و فراگیر اسلام است که در عصر انفجار اطلاعات و فناوری، چهره آن درخشانتر و ماندگارتر گردد.
مقاله مذکور با دیدی تحلیلی، علمی و پژوهشی، بر اساس متون اسلامی و دیدگاه خاص اسلام، نسبت به علم و تجربه، با نگرشی جهانی و لحاظ مسئله جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، فراخور وسع علمی نگارنده، به نگارش درآمده و در پی یافتن پاسخی منطقی به سؤالات زیر است:
1. وظیفه انسان متدین و معتقد در راستای تولید علم و دانش از منظر دین چیست؟
2. آیا تولید علم اسلامی، در رویارویی با تمدن و تکنولوژی غرب، قابل جمع است، یا به عبارتی می‌تواند، رقابتی صحیح، منطقی و انسانی داشته باشد؟
3. رسالت علوم اسلامی و انسانی در عرصه جهانی، در هدایت و مدیریت بشر چیست؟

هویت دینی و استقلال ملی
دین، جهان‌بینی و سیستم تربیتی خاص خود را دارد، از نظرگاه دین اسلام، مسلمان باید مستقل و بی‌نیاز از دشمنان خود باشد، قرآن قاعده‌ای بیان می‌نماید، تحت عنوان: قاعده نفی سبیل که در آن هر گونه روابط تجاری و ... که باعث تسلط بیگانگان بر مسلمانان شود، آن را حرام می‌داند. آیه مذکور چنین است: «لن یجعل الله للکافرین، علی المؤمنین سبیلاً؛1 یعنی خداوند هرگز راهی برای تسلط کافرین بر مؤمنین قرار نداده است.»
در این نگاه، مؤمن همیشه غالب و پیشتاز است و این یعنی استقلال. بر این مبنا، استقلال، محصول قدرت انسان است، قدرت هم، مقوله‌ای عام است، از جمله: قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی، تکنولوژی، ارتباطات و آنچه که لازمه یک زندگی مدرن، ایده‌آل و مقتدر است، علم است. فرد و جامعه‌ای که قدرت علمی ندارد، هرگز مقتدر نیست. اگر چنین بود، لازم نبود که ائمه(ع) از نظر علمی، سرآمد زمانه خود باشند، لذا، اثبات هویت دینی و استقلال ملی مسلمانان در گرو اقتدار علمی، تولید دانش و تکنولوژی است که مصادیق این نگاه در مسایل زیر، مشهود است:

استقلال، امنیت و وحدت لازمه شکوفایی استعداد
در روان‌شناسی و علوم تعلیم و تربیت، به اثبات رسیده است که عدم احساس امنیت، اعم از درونی و بیرونی، باعث عدم شکوفایی استعدادهای انسان می‌شود. هر گونه اضطراب، حرص، طمع، اختلاف و تفرقه باعث آشفتگی حواس و اعصاب انسان می‌شوند و اینگونه عوامل، حافظه انسان را مختل و هوش انسان را تحلیل می‌برند، لذا قبل از اینکه انسان و جامعه، دست به تولید علم بزنند، باید احساس وحدت، امنیت و عزت نمایند و از طرفی، تولید علم و تکنولوژی که خود محصول استقلال، امنیت و وحدت است، نیز به استقلال و اقتدار بالای جامعه دینی می‌انجامد، لذا جامعه و فرد هوشمند، قطعاً دارای نظام اقتصادی قوی، نظام دفاعی به روز، نظام سیاسی کارآمد، نظام اجتماعی برتر، ادبیات، هنر و موسیقی خاص است. الآن مشکل اصلی جوامع اسلامی، فقدان تولید علم و به تبع آن فقدان امنیت و اقتدار لازم است. در جهان، ارتباطات، حرف اول را در استقلال و امنیت، دانش و تکنولوژی می‌زند. اگر مسلمانان به دستورات علمی قرآن در باب غیرت، امنیت، استقلال و هویت خاص جامعه دینی، عمل می‌کردند، هرگز شاهد این عقب‌ماندگی و مفتخر به کسب عنوان جهان سومی نبودند. ضمن اینکه این مفاهیم از نگاه دین، وسیله و نیاز هستند، هر کدام نیز ارزش محسوب می‌گردند و جزو اعتقادات فرد مسلمان هستند.
از جمله: حضرت علی(ع) می‌فرماید: «هرکس همت خود را بلند سازد و مراحل عالی آن را طی کند، مورد ستایش و تعظیم قرار خواهد گرفت.»2
«نیل به استقلال شخصی از ژرفای احساسات بشری، سرچشمه می‌گیرد و این خواهش فطری، وقتی لباس وجود می‌پوشد که روش کار و عمل براساس همین تمایل پی‌ریزی شود.»3
لذا احساس امنیت، وحدت و استقلال فردی و اجتماعی، در تعلیم و تربیت اسلامی، جزو نیازهای اولیه و در بسیاری از مواقع، ارزش و جزو عقیده محسوب می‌گردند، پس چون انسان، مکلف به پاسداشت عقیده است، لذا موظف است از تمامی عوامل عقیدتی، پاسبانی نماید، که این نیازمند تخصص و تولید علم است.

استقلال و آزادی، نتیجه تولید ملی و بی‌نیازی
استقلال به معنای سرپای خود ایستادن، در گرو تولید علم و دانش است. اگر جامعه دینی، دم از استقلال و مبارزه با شرک و بسط عدالت اجتماعی می‌زند، می‌بایست پایه‌های قدرت خود را که همگی بر علم مبتنی هستند، برجسته نماید. جامعه دینی، جامعه‌ای پویا، هوشیار، نقاد، دشمن‌شناس، محیط‌شناس، هدفدار، پرنشاط، با معنویت و فراگیر است. بر این اساس تمام این عوامل باید به صورت منسجم و علمی ارائه گردند که این خود تولید علم است. علاوه بر آن، اسلام دینی است که داعیه استقلال، مدیریت و امنیت جهانی دارد، پس تمام علومش باید جهانی و فراگیر شوند. در اسلام، یکی از منفورترین چیزها که باعث اسارت انسان می‌شود، احتیاج و نیازمندی به دیگران است. حضرت‌علی(ع) می‌فرماید:
«محتاج هر که شوی، اسیر او خواهی بود، بی‌نیاز از هر که گردی، با او برابر خواهی شد و هر که را مورد نیکی و احسان خود قرار دهی، فرمانروای او خواهی شد.»4
در این نگاه، هر گونه وابستگی به دیگران اعم از سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی، در واقع اسیر دیگران شدن است، لذا جامعه دینی مکلف است که رهبران فرهنگی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و دینی خود را، خودش تربیت نماید، تا حافظ فرهنگ و تمدن خاص خود باشند و بتوانند در مقابل بیگانگان از آن دفاع نمایند و آن را به جهان صادر کنند.
بدون استقلال و آزادی، هیچ ملتی، فرصت، توان و قدرت نمود ندارد، زیرا ملت وابسته، اسیر است و اسیر، اجازه زندگی شخصی خود را هم ندارد. الآن کشورهای جهان سوم، علت عقب‌ماندگیشان، وابستگی به قدرت‌های خونخوار جهان است. بر همین اساس بدترین چیز در اسلام، وابستگی و عدم استقلال و به تبع آن عدم آزادی است که تمام ظرفیت، اقتدار و توانمندی‌های فرد و جامعه را نابود می‌کند. پس حس استقلال و آزادی قطعاً‌ برای تحقق و تجلی خود منجر به تولید علم و تکنولوژی می‌شود، لذا از این نگاه هم، دین اسلام، دینی علمی است.

دین سالاری، نتیجه استقلال ملی
قبلاًَ گفته شده که هویت هر ملت و مکتبی، در استقلال آن است. استقلال و آزادی هر ملتی که نماد اقتدار آن است، در گرو دانش و تکنولوژی است، زیرا قدرت اندیشه، استدلال و تولید علم است که به انسان قدرت می‌دهد. دین سالاری،‌ در گرو اقتدار و ولایت دینی است و ولایت دینی در گرو قدرت علم، صنعت، تکنولوژی و امکان تسخیر طبیعت و اثبات کارآمدی خود است. شعارهای متعدد و بلند دین از قبیل هدایت بشر، تکامل، سعادت دنیوی و اخروی،‌ رفاه،‌ معنویت، محبت و ... همگی در گرو دانش و تخصص است، لذا بدون تولید علم، امکان تحقق اهداف دینی و رسالت آن وجود ندارد. در عمل هم تاریخ گویای همین مطلب است. تمدن عظیم اسلامی و فرهنگ غنی آن، همزمان با ظهور پیامبر اسلام و حاکمیت قرآن و سنت شکل گرفت و در عصر کنونی، ظهور انقلاب اسلامی به عنوان نماد حکومت و جامعه دینی، همزمان بود با طغیان جنبش علمی و نرم‌افزاری، به طوری که بسیاری از متخصصان و متفکران تحلیلگر معتقدند که 25 سال انقلاب اسلامی، معادل است با سه هزار سال پیش از آن از نظر تحقیق، پژوهش، تکنولوژی و تولید علم و این چیزی جز برکت انقلاب اسلامی و دین‌سالاری نیست. «هنوز که هنوز است، در سراسر جهان کمتر نظام آموزشی، به عمق و غنای نظام آموزشی حوزه‌های علمی – اسلامی، به ویژه حوزه‌های شیعی، دیده می‌شود، حوزه‌هایی که علم در آنها هویت داشته باشد و تحصیل علم، عبادت به شمار آید»5 ارزش و اهمیت هر جنبش علمی، به متفکرانی است که به جامعه بشری تحویل داده و تاریخ، شخصیتی سراغ ندارد که از نظر ابهت علمی، مدیریت، دانش، اقتدار و معنویت به پای رهبران دینی اعم از معصوم و غیرمعصوم برسد. قرن بیستم، قرن ظهور امام‌خمینی(ره)، سردمدار مالکیت دینی در جهان است، کسی که نام استکبار را به لرزه درآورده است.
در اسلام، همه چیز از جمله علم و ادبیات، هدفدار و مقدس است، استاد محمدرضا حکیمی در این باره می‌گوید:
«می‌دانیم که در اسلام، بسیاری از رشته‌های علمی و ادبی، بلکه همه آنها، در رابطه با تکلیف و تعهد پدید آمده است و این امر حاکی از آگاهی دینی است. در زمان علمای پیشین، فلسفه تطبیقی، علم کلام، علم بلاغت، نقد سخن و همه و همه، در رابطه با حفظ و صیانت فرهنگ اسلامی و انتقال آن پیدا شد و تدوین یافته است.»6
حاکمیت اسلامی از زمان تولد، تاکنون به هر کجا که نفوذ نموده است، با خود تمدن، صنعت، معماری، هنر، موسیقی، ادبیات و فرهنگ خاص خود را نیز انتقال داده است و این امر گویای وجهه علمی این مکتب است. در تاریخ نخبه‌شناسی، نه تنها در علوم انسانی، بلکه در علوم تجربی و طبیعی هم علمای برجسته و بنیانگذاران علوم، همگی مسلمان بوده‌اند از جمله: محمدبن‌زکریای رازی، اولین شیمیدان جهان، ابن‌هیثم، اولین فیزیک‌دان جهان، ابن‌سینا، اولین فیلسوف، پزشک و متفکر جهانی، فارابی، ملاصدرا و ... همگی از افتخارات منحصر به فرد اسلامند.
استاد مطهری در کتاب گرانقدر خدمات متقابل اسلام و ایران در این باره می‌گوید:
«فرهنگ اسلامی برای جهان بشریت ثروت و ذخایر بزرگ و ارزشمندی را به ارمغان آورد که فرهنگ قرن بیستم، از آن ذخایر فراموش نشدنی، بهره‌مند است، مسلمانان با کشف قطب‌نمای دریایی، دریاهای جهان را به روی بشر گشودند.»7
استاد مطهری، نمونه‌های زیادی را از متفکران اسلامی، نام می‌برد که از بنیانگذاران تمدن جهانی بوده‌اند: «و نیز مسلمانان جغرافیای عالم و جغرافیای دریایی را کشف کردند و از جمله کسانی که در این باره کوشش فراوان نمودند،‌ مسلم بن حمیر، جعفر بن احمد هروی، ابن فضلان، ابن جرزا زویه، جیهانی، مسعودی و همچنین ابوریحان بیرونی که روشی کاملاً ابتکاری در علم جغرافیا و جوانب اساسی و قسمت‌های مختلف زمینی به وجود آورد.»
خلاصه اینکه، به لحاظ شعار جزمی دین در رهبری، هدایت و سعادت بشر و از طرفی دیگر منوط بودن اقتدار، استقلال و هویت مکتبی، به علم، دانش و تکنولوژی، سالار بودن دین منوط است به ماهیت علمی و حمایت آن از علم، دانش و تکنولوژی، در غیر این صورت، هدف و رسالت دین، محقق نمی‌گردد و این با حکمت و عدل خدا ناسازگار است. پس قطعاً قبل از اینکه دینی دم از سالار بودن و رهبری جامعه بشری بزند، خود باید تولیدکننده علم باشد و در عمل هم چنین بوده است. قرآن، سنت، معصومین و رهبران دینی، در عین حال از نظر علمی و هوش و استعداد، عملاً سرآمد زمان خود بوده‌اند و قرآن به عنوان متن اصلی و برجسته دین اسلام، پس از گذشت 1400 سال از ظهور آن، هنوز با هیچ علمی که مفید به حال بشر باشد، در تضاد یا تعارض نبوده است بلکه، صدها آیه در تحریک و تحریض بشر به علم‌آموزی و تلاش برای آگاهی دارد.

راهکارهای تولید علم و جنبش نرم‌افزاری با دید اعتقادی و دینی
1. تبیین علم اسلامی در مقابل غیراسلامی، به معنای مجموعه علومی که به نحوی در سعادت، تکامل و هدایت انسان مرتبطند. دامنه این علم وسیع است، مثلاً پزشکی چون خدمت به سلامت جسم بشر است، علمی اسلامی است و مورد حمایت دین است، هکذا حقوق، فقه، ادبیات و ... .
2. برگزاری کنگره سالیانه و جهانی «علوم دینی» با حضور تمام متفکران با نگرش دینی و غیردینی جهان، برای ارائه چهره برتر علوم دینی در راستای خدمت به بشر.
3. تقویت و تولید علوم انسانی و صدور آنها به جهان، الآن تمام تلاش محققین ما، تولید علوم تجربی است و متأسفانه علوم انسانی از قبیل تاریخ، هنر، ادبیات، عرفان و ... فراموش شده‌اند، به طوری که گاهی جوان ما،‌ یوگا را به عنوان عرفان می‌پذیرد و سال‌ها با آن سرگرم است،‌ اما یوگا کجا و حلاج، خمینی، علامه طباطبایی و پیام نماز کجا؟!
4. برگزاری کنگره جهانی: «معنویت اسلامی» و ارائه مضامین بلند عرفان، اخلاق و انسانیت از منظر قرآن و نهج‌البلاغه به بشریتی که به شدت تشنه آن است، جهان با عدل علی، شجاعت حسینی و ... بیگانه است. بشریت، امروز لیبرال دموکراسی را به عنوان آخرین پناهگاه خود به ناچار پذیرفته است و چهره کریه آن را در افغانستان، عراق، بوسنی و صدها نقطه جهان دیده است و با رهبران آن یعنی بوش، بلر و شارون هم خوب آشناست، اگر معنویت اسلامی به پیکره این بشر تزریق شود، احیاء می‌گردد.
5. تصویب طرح‌های تحقیقاتی نظرسنجی معنویت اسلامی در جامعه، به منظور آسیب‌شناسی و تقویت آن، به طور مثال، بررسی نسبی میزان علاقه مردم به دین، عفت، صداقت، اخلاق، امنیت، پرستش، عشق، ادبیات، قرآن، اهل بیت(ع)، عتبات عالیات و ... .
6. تقویت و احیاء نظام آموزشی در آموزش و پرورش به عنوان بستر توسعه و احیاء جامعه. الآن روحیه این نهاد، به شدت ضعیف و مدیران فرهنگی آن یعنی معلمان، بزرگترین دغدغه آنها، معیشت است. انسانی که دغدغه معیشت دارد، آرامش روحی ندارد و این هرگز به مرحله تولید علم نمی‌رسد و مادام که تولید علم در آموزش و پرورش مرده است، در دانشگاه مرده‌تر است.
7. ایجاد زمینه‌های وحدت واقعی حوزه و دانشگاه در تولید علم. الآن گرچه سال‌هاست، که این شعار داده می‌شود، ولی هنوز حتی وجود گروه‌های معارف در بعضی از دانشگاه‌ها و وجود نهاد رهبری به عنوان یک مرجع علمی – دینی، مورد قبول و پذیرش بسیاری از رؤسای دانشگاه‌ها و مدیران آنها نیست.
8. حضور نخبگان و متفکران و فرهیختگان اسلامی، در مجامع جهانی. تولید علم در عرصه مختلف علوم تجربی و انسانی، بطوری که توجه جهانیان به نبوغ متفکران دینی و جایگاه واقعی علم در منظر دین، جلب شود.
9. معرفی جایگاه و وجهه علمی متفکران دینی و اسلامی در طول تاریخ، از قبیل ابن‌سینا، فارابی، خواجه نصیر، ملاصدرا و ... .
10. تغییر نگرش احساسی در مراکز آموزش عالی به نگرش عقلانی و جایگزینی تحقیق، پژوهش و تولید علم به جای تدریس خشک و پاس واحد در دانشگاه‌ها.
خلاصه اینکه باید عزم دولتمردان در توجه به پژوهش نظراً و عملاً، به معنای تغییر نگرش از مدیریت سنتی به مدیریت علمی، به وجود آید و در عمل هم اعتبارات قابل توجهی به بخش پژوهش و مطالعات کلان تخصیص یابد و جایگاه نخبگان و فرهیختگان، در پیکره مدیریت کلان کشور برجسته‌تر و ذی‌نفود گردد، در غیر این صورت شاید اتفاق عجیبی نیفتد.

پی‏نوشت‏
1. قرآن کریم.
2. موسوی لاری، سیدمجتبی، رسالت اخلاق در تکامل انسان، ص 411، چاپ چهارم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، تهران، 1376.
3. همان، ص 409.
4. مطهری، مرتضی، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص 22، چاپ پنجم، انتشارات صدرا، تهران، 1374.
5. حکیمی، محمدرضا، ادبیات و تعهد در اسلام، ص 16، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1358.
6. همان، ص 3.
7. مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 523، چاپ 21، انتشارات صدرا، تهران، 1374.




طبقه بندی: انقلاب اسلامی تولید علم جنبش نرم افزاری و احیائ تمدن اسلامی،
برچسب ها: انقلاب اسلامی، تولید علم و جنبش نرم افزاری،
[ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]

١.جنگ نرم در پی  تغییر قالب های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی است:در این جنگ اعتقادات و ارزش های یک جامعه مورد هجوم برای تغییر قرار می گیرد. 

۲.آرام٬تدریجی و زیر سطحی است:این جنگ به صورت آرام شروع شده و به صورت تدریجی به سمت جلو حرکت می کند.

۳.پایدار و بادوام  است:نتایج جنگ نرم در صورت موفق بودن ٬پایدار و با دوام خواهد بود.

۴.جنگ نرم نماد ساز است:در این جنگ تلاش می شود تصویر شکست٬نا امید و مایوس از حریف ارایه شود.

۵.جنگ نرم چند وجهی است:در این جنگ از تمام علوم٬فنون٬شیوه های شناخته شده و ارزش های موجود استفاده می گردد.

۶.جنگ نرم آسیب محور است:در این جنگ دشمن با شناسایی نقاط اسیب جامعه٬آن ها را مورد هدف قرار می دهند.

۷.جنگ نرم تردید آفرین است:در جنگ نرم ایجاد تردید و بدبینی یک اصل و قاعده است.حرکت در این جنگ با خلق تردید و ایجاد ناامیدی و یاس شروع می شود.

۸.جنگ نرم از ابزار روز استفاده می کند:در جنگ نرم از پیشرفته ترین تکنیک های روز استفاده می گردد. فضای مجازی و سایبری٬محیط اصلی جنگ نرم در شرایط کنونی به حساب می آید.

۹.جنگ نرم تضاد آفرین است:جنگ نرم از محیط های آسیب دار جامعه شروع می کند و همبستگی اجتماعی و ملی را بر هم می زند.

۱۰.جنگ نرم هیجان ساز است:احساسات و عواطف به دلیل تحرک پذیری٬زمینه های خلق بحران را فراهم می سازد.

۱۱.پر تحرک و جاذبه دار است:جنگ نرم که به صورت آرام و نرم شروع می شود٬به دلیل ایجاد جاذبه های کاذب٬خود جامعه را برای تحقق اهداف به کار گرفته و از این طریق بر دامنه تحرکات آن افزوده می گردد .

 

 




طبقه بندی: انقلاب اسلامی ،جنگ سخت و نرم بیگانگان و عبور موفقیت آمیز ملت از آنها،
برچسب ها: انقلاب اسلامی و جنگ سخت و نرم بیگانگان و عبور موفقیت آمیز ملت از آنها،
[ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]

تعریف جنبش نرم افزاری:

 جنبش نرم افزاری یعنی تلاش فکری برای کشف مجهولات که نام گذاری جدیدی برای یک تلاش تاریخی است که این تلاش یک امر فطری در انسان به حساب می آید. نرم افزار یعنی داده های اطلاعاتی چه به شکل نوشتاری یا گفتاری یا تصویری یا....... باشد، اما در جنبش علاوه بر حرکت، جمعی بودن تحول نهفته است یعنی حرکت نرم افزاری یک یا چند نفر را نمی توان جنبش نرم افزاری نامید بلکه باید به یک جریان اجتماعی تبدیل گردد، ثانیا ویژگی بنیادی بودن تحول در مفهوم جنبش وجود دارد، یعنی دگرگونی در مبانی و ساختار ها و تحول نخبگان. ثالثا در مفهوم جنبش، استمرار نهفته است یعنی حرکتی مقطعی و کوتاه را نمیتوان جنبش نامید. نتیجه آنکه جنبش نرم افزاری یعنی حرکت بنیادی گسترده و مستمر در عرصه اطلاعات، دانشها و مهارت ها. در نتیجه تقویت بنیاد های چنین پدیده ای، ابداع صورت می گیرد و نظریه جدید ارایه می شود و جهت حرکت هم به سمت تولیدات بیشتر علمی نظریه پردازی و گسترش علمی معطوف می گردد.

 

آسیب شناسی:

١-عدم درک ضرورت جنبش.

 تا جامعه اندیشمند و پژوهشگر ما احساس نکند که به چنین تحولی نیاز دارد و دست از تقلید گذشتگان بر نداشته و افق های فراتر حرکت جاری را نبیند نمی توان تحقق چنین جنبشی را انتظار داشت. از این رو کنار نهادن تعصب و خود باختگی یا تحجر و تجدد زدگی به عنوان اولین گام برای درک ضرورت بشمار می رود.

٢-عدم وجود برنامه ریزی حساب شده.

 برنامه ریزی حساب شده بر خوردار از درک و احساس مسئولیت و دلسوزی از تکلیف الهی را می توان ضامن پرهیز از شعار گرائی دانست.

 

 




طبقه بندی: انقلاب اسلامی تولید علم جنبش نرم افزاری و احیائ تمدن اسلامی،
برچسب ها: انقلاب اسلامی، تولید علم و جنبش نرم افزاری،
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 09:53 ب.ظ ] [ حسین رضایی ]

ابتدا به تعریفی از جنگ می پردازیم :

جنگ به معنای زد و خورد بین قوای منظم دولت ها به قصد غلبه یادفاع اطلاق می گردد.

به عبارت دیگرجنگ به طور کلی یک حرکت اجتماعی خصمانه است که مانند سایر تمایلات بشری،از ذاتی پیچیده و غیر قابل پیش بینی و در عین حال منسجم برخوردار است٬جنگ ها دودسته هستند یکی جنگ هسته ای ودیگری جنگ غیر هسته ای٬جنگ هسته ای بردو قسم عمومی و محدود   تقسیم می شود و جنگ غیر هسته ای شامل:

 

۱.جنگ محدود از لحاظ جغرافیایی یا هدف و یاابزار

۲.جنگ چریکی

۳.جنگ شیمیایی و میکروبی

۴.جنگ روانی وجنگ نرم

رایج ترین تقسیم بندی  جنگ سخت و جنگ نرم است.(ماهنامه فرهنگیان بسیجی شماره های 25)

تهدید سخت :ظهور تهدید سخت مربوط به دوره ی استعمار کهن یا کلاسیک است که قدرت های استعماری با لشکرکشی .اعمال زور و کشتار و اشغال الحاق سرزمین.اهداف خود را تامین می کردند.هدف در تهدید سخت.اشغال سرزمین است.(کتابچه با تحول بنیادین درس آمادگی و دفاعی)

جنگ بین ایران و عراق نیز مصداقی از همین جنگ است.بدون تردید هشت سال دفاع مقدس مانند برگی زرین در تاریخ ایران می درخشد.ملت ایران با وحدت نظر حول محور رهبری و با توکل بر خدا توانست سر بلند تر از هر دوره ی تاریخی دیگر از این آزمایش بیرون آمده و جهان را در بهت و حیرت فرو برد.کشور های زیادی عراق را با کمک های نظامی و مالی کمک می کردند که از جمله آن ها می توان به آمریکا،شوروی،ایتالیا،فرانسه،آلمان،لهستان،کشورهای عربی و... اشاره کرد.در طی هشت سال دفاع مقدس دانش آموزان،دانشجویان و کارگران زیادی در جبهه های حق علیه باطل شرکت کردند و به مقام والای شهادت نائل گردیدند.

پیروزی انقلاب اسلامی در جنگ که با شکست یکی از مهم ترین پایگاه های منطقه ای استکبار جهانی همراه بود،از همان روز های نخست پیروزی،پیچیده ترین توطئه های داخلی و خارجی را تجربه کرده است.آشوب های منطقه ای،کودتا،جنگ های داخلی و خارجی ،تحریم اقتصادی و سیاسی نمونه هایی از توطئه های داخلی و خارجی آن زمان بود.بنابراین آنچه که عامل حفظ و تداوم انقلاب شد،حاکمیت ارزش های دینی و وجود رهبری آگاه و هوشیاری مردم آن زمان بود.(از کتاب بررسی و تحلیل اهم سیاسی روز)

استانلی روم معاونت سابق رئیس سازمان امنیت ملی آمریکا می گوید:آنچه تاکنون همه تحرکات ما را برای براندازی نظام جمهوری اسلامی با ناکامی مواجه ساخته است،اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است.(از کتاب بررسی و تحلیل اهم سیاسی روز)

طه یاسین رمضان در سال١٣۶٠ طی مصاحبه ای با مجله الثوره می گوید :هدف از جنگ مسئله چند صد کیلومتر نیست،بلکه هدف سرنگونی و انهدام جمهوری اسلامی است.(از کتاب بررسی و تحلیل اهم سیاسی روز)

شهید رجایی در یکی از سخنرانی های خود می گوید:

نظر ما درباره جنگ این است که این جنگ،جنگ کشور با کشور نیست؛بلکه جنگ عقیده با عقیده است.(کتاب فرزند ملت،جلد دوم ص١٧٢)

هدف رژیم عراق و اربابانش بدست آوردن قطعه ای خاک نیست بلکه هدف اصلی،فلج کردن حرکت انقلابی مردم مسلمان وبراندازی جمهوری اسلامی ما می باشد.(کتاب فرزند ملت،جلد اول)

از مصداق های دیگر جنگ سخت می توان به جنگ های جهانی اول و دوم ،جنگ آمریکا و عراق و... اشاره نمود.



 

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: انقلاب اسلامی تولید علم جنبش نرم افزاری و احیائ تمدن اسلامی،
برچسب ها: انقلاب اسلامی، تولید علم و جنبش نرم افزاری،
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 09:13 ق.ظ ] [ حسین رضایی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 14 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


باسلام
این وبلاگ حاوی مطالب باموضوعات زیر میباشد:
1- انقلاب اسلامی
2 جمهوری اسلامی
3- امام خمینی
4-انقلاب اسلامی ، احیای تمدن اسلامی
5-انقلاب اسلامی ، تولید علم و جنبش نرم افزاری
6-انقلاب اسلامی ، فتنه ها ، بصیرت و حضور آگاهانه ملت
7-انقلاب اسلامی ، جنگ سخت و نرم بیگانگان و عبور موفقیت آمیز ملت از آنها
8-انقلاب اسلامی ، ولایت و رهبری، استمرار حرکت انبیا
9-انقلاب اسلامی ، عدالت محور و مردم سالاری دینی
10-انقلاب اسلامی ، موفقیت ها و دستاورد ها

منابع این وبلاگ از سایت تبیان وسایت روزنامه همشهری وسایت تاریخ وسایت خبرگزاری جمهوری اسلامی وسایت روح الله موسوی خمینی ووسایت خبرگزاری فارس وسایت مقام معظم رهبری وسایت ویكی پدیاوسایت نصر 19وسایت دهه فجر انقلاب اسلامی ایران و.. تامین شده است.
امید است با فراهم آوردن مطالب این وبلاگ توانسته باشیم پاسخگوی قسمتی از نیازهای شما باشیم
با تشکر
حسین رضایی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
لوگوی وبلاگ انقلاب اسلامی وپیروزی آن در روز 22 بهمن 1357 http://ups.night-skin.com/ http://ups.night-skin.com/